X
تبلیغات
بازی پارس آنلاین

روستای قره تپه (بهشهر)
معرفی پیشینه ، آداب و سنن و اخبار روز روستا 
قالب وبلاگ
آخرین مطالب
[ سه‌شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1392 ] [ 14:30 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]
[ شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1392 ] [ 09:28 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

مژده: 

 

کتاب "قره تپه بهشهر از ابتدای قاجاریه تا سال 1393 هجری شمسی" در حال تالیف است. 

دوستانی که تمایل به همکاری دارد لطفا اعلام آمادگی کنند.

[ چهارشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 09:36 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

گت عارسی روز: 

 

در اولین ساعات صبح روز "گت عارسی" زنان آشپز و فامیل در هر دو طرف یعنی هم طرف داماد و هم عروس و هرکدام به صورت جداگانه در محوطه گوشه حیاط اجاقی بر پا می کردند و آن را "تش کله" می گفتند و تدارک نهار روز عروسی را می دیدند .



ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 13:37 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

........ بعد از اصلاح و همزمان با نواختن صدای تبل و دهل که در قدیم مرسوم بود مردم و فامیل، پولی را به رسم هدیه روی میز داماد می گذاشتند که تماما بعد از جمع آوری به فرد پیرایشگر تقدیم می شد که در واقع حق الزحمه و شیرینی وی محسوب می شد.

در این هنگام و بعد از به اتمام رسیدن مراسم ، آرام آرام میهمانان به داخل منزل هدایت می شدند 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 15:15 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

عاروسی مامله": 

 

........ اما خانواده ها بایستی برای "عاروسی مامله" اقدام می کردند. یعنی خانواده عروس برای داماد البسه دامادی و همچنین خانواده داماد برای عروس طلا و زیور آلات و لوازم آرایش و بهداشتی و خریداری می کردند و این کار در دو روز با حضور عروس و داماد انجام می شد.   

روز "عاروسی مامله" هم بسیار جالب بود و هم بسیار لذت بخش، خانواده داماد که برای عروس برای خرید حرکت می کردند، عروس و دو نفر از خانواده عروس را مانند خواهر و خاله و یا عمه را جهت مقبول قرار گرفتن اجناس خریداری شده به همراه خود می بردند و ابتدا از "طلادیکون" یا مغازه های طلافروشی شرو ع میکردند و مقدار طلایی را که لازم و مرسوم بود مانند (خفتی ده منات) یا گردنبند ده منات و دست بند و النگو و انگشتر و گوشواره را به میزان و مبلغ عرف روز محل خریداری و سپس به سایر خریدها می پرداختند. 


ادامه مطلب
[ شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 15:25 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

 "مجمه" اعیاد و پرداخت شیر بها: 

 

....."اگر اجازه هادین امشو داماد بیه ته دست بوس" یعنی اگر اجازه بدید امشب داماد به حضور و دستبوسی شما برسد.  

از آنجایی که عروس و داماد هنوز عقدنبوده و صیغه محرمیتی جاری نشده بود، بعضی از خانواده ها با این بهانه که "عاروس برار دارنه و نله و اجازه ندنه " یعنی برادر عروس اجازه نمی دهد، این درخواست مادر داماد را مبنی بر شرفیابی داماد رد می کردند و اما بعضی هم موافقت می کردند .  

پس تا اینجا مراسم سه شبه خواستگاری و قند اشکنی و دیدنی مامله و جشن دیدنی انجام شد و مادر عروس هم با انداختن چادر روی سر عروس آن دختر را متعلق به خانواده خود دانسته و از این پس دختر مد نظر با توجه به عقد نبودن جزو خانواده داماد محسوب می شد و دیگر کسی نمی توانست از آن دختر خواستگاری کند و به اصطلاح نامزد و منتخب هم شدند.  

بقیه در ادامه مطلب...(کلیک کنید) 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 09:56 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

 جشن "دیدنی "و "دیدنی مامله":   

 

..........در  مراسم  "قند اشکنی شو" خانمها مشغول شادی بودند و آقایون نیز محفل شادی به راه انداخته و کبابی حاضر کرده و میل می نمودند و برای خود جشنی می گرفتند. 

 آن شب را همگی به شادی و خرمی سر می کردند و در پایان مراسم مادر داماد چادر سفیدی را به عنوان پذیرش وی به عنوان عروس خانواده به سر عروس می انداخت که بعد ها انگشتر مرسوم شد که "مراسم انگشتر زنی" نام گرفت. 

تا اینجا مراسم خواستگاری و قند اشکنی به اتمام رسیده و خیال عروس و داماد از باب قطعیت موضوع راحت شده و مطمئن شدند که تعلق به هم دارند ولی هنوز هیچگونه محرمیتی بین آن زوج خوشبخت وجود ندارد.  

بقیه در ادامه مطلب...(کلیک کنید)


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 11:38 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

 

 

 مراسم خواستگاری و "قنداشکنی":

 

از قدیم الایام شغل اصلی مردم روستای قره تپه شغل پر زحمت کشاورزی بود و هر فردی که مسئولیت یک یا چند خانوار را بر عهده داشت مالک چند هکتاری زمین کشاورزی بود و محصولاتی چون پنبه،گندم،جو و... را در مزارع خود کشت می کرد. 

از آنجایی که امکانات کشاورزی از بعد تجهیزات بسیار محدود بود ، غالب فعالیت ها به صورد یدی صورت می گرفت و طبیعیست که هم بسیار سخت بود و نیاز شدید به کارگر و نیروی کار فراوان جهت اجرای فعالیت های کاشت و داشت و برداشت احساس می شد.  

                       بقیه در ادامه مطلب...(کلیک کنید)


ادامه مطلب
[ شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 13:48 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

در سالهای اولیه شروع زندگی ام از وضعیت "مالی- معیشتی" نسبتا ساده تری نسبت به امروزم برخوردار بودم . مثلا از امکانات ایاب و ذهاب عمومی استفاده میکردم ،برای آرامیدن شبانگاهی اجاره پرداخت میکردم، هرزگاهی از میوه استفاده می کردم و خریدهای منزل شاید محدود به یک یا دو پاکت در مدت طولانی ختم می شد، از لباسهای قدیمی ام به خوبی استفاده کرده و طولانی مدت از حضورشان بهره می بردم و حالات بسیاری که در زندگی های ساده مطرح است و اما امروز به شکرانه خداوند شرایط بهتر و امکانات بیشتری در اختیار دارم.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 15:06 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]

<< 1      ...    7    8      9    10    11      ...    19    >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در گویش مازندرانی ضرب المثل جالبی وجود داره که میگه"این اسبه مرغانه ،همین سیو کرکشه" و اگر بخواهیم به فارسی تبدیلش کنیم می شه"این تخم مرغ سفیدی که مقابل چشمان شماست محصول همین مرغ سیاه(بال و پر سیاه رنگ) است و کنایه به افرادیست که به محض دسترسی به شغل و پول و جایگاه اجتماعی مناسب ، گذشته را به خاطر نمی آورند و فراموش کرده که شروع حرکتشان از کجا بود و قره تپه کجاست , حالا اینجا پایگاهی ست مجازی برای دوستان و دوستداران قره تپه و وبلاگ روستای قره تپه به آدرس http://gharehtapeh.blogsky.com/ نظر به معرفی زادگاه بنده دارد تا خود و دوستانم بدانیم که که هستیم و از کجائیم و دیگران نیز بدانند که قره تپه کجاست و اهالی و فرزندانش به آن افتخار می کنند. (من از بی قدری خار سر دیوار فهمیدم که ناکس کس نمیگردد بدین بالا نشینیها) با تقدیم احترام محمدرضا سهرابی قره تپه Email: sohrabi.rms@gmail.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 93211

  • paper | آنکولوژی | اخبار وب