X
تبلیغات
پارس هاب

JavaScript Codes
X
تبلیغات
پارس هاب

فهرست نهایی منتخبین مجلس نهم ؛  
 
میهمانان صندلی‌های بهارستان از مازندران مشخص شدند‌



روستای قره تپه
 
معرفی آداب و سنن و عقاید روستا

 منبع :سایت  مازند نومه 

:آن چه در پی می آید مثنوی استاد کیوس گوران به نام "انارستون اشرف" است که به سیل زده های بهشهر تقدیم شده و در مراسم گلریزانی که 11 آبان در سالن هلال احمر ساری برگزار شد،برای حاضران خوانده شد.برگردان شعر نیز در کنار آن آمده است.

تصاویری که لابه لای شعر مشاهده می کنید،از هنرمند جوان و خوش ذوق و آینده دار-مصطفی کاظمی شهابی-است که در روزهای نخست سیل از محله های سیل زده بهشهر گرفته شده است.تعدادی از این عکس ها(البته عکس های رنگی) پیش تر در برخی رسانه ها منتشر شده بود که اینک برای تاثیر گذاری بیشتر،به صورت سیاه و سفید پخش می شود.

از استاد گوران و مصطفی کاظمی سپاسگزاریم.

 

سیو اورسه بیته اشرف بوم / ابر سیاه بر بام اشرف

هوا ترش و تیلند و کَنّهو شوم / هوا تیره و تار،چونان شب 

 

شه پرِّ شندنه نسوم،هولسه / جنگل پر می ریزد از وحشت

زمینسه،ونه زخم جولسه / برای زمین و زخم ژرف او

همند الب سو افتابی کنده / رعد و برق همه جا را آفتابی می کند

چنار چله هم بیتابی کنده / شاخه ی چنار بی تابی می کند 

 

شلابِ ویمبه، نسومِ سواره / بارشی تند سوار بر جنگل

انارسون اشرف بیقراره / انارستان اشرف در بی قراری

سلابّ ویشه بی چو و چِلَ سه / بیشه برهنه و بی درخت

چنار ریشه دندون،شِلَسه / دندان ریشه چنار شل است 

 

پیش اینگنده وشونِّ اور برمه / اشک ابر،راه شان می اندازد

ایارنه ویشه رِ دشت مادرمه / هدیه برای دشت می آورد

شونه تا بلخ بن تیل و تیلندو / آب و گل تا به زنخدان

انه دیفار و درون، تازه بندو / تا به رفاق تازه گل اندود 

 

حسنجان بن شونو، کِل کَت ونه سر / حسنجان در زیر و آوار روی او

ونه خُردی، نفس بوردو،ونه ور / طفل از نفس رفته اش در کنار او 

 

بلا گننه بمو پائیز همرا / می گویند بلا همره پاییز شد

زلیخا گوم بونه، لائیز همرا ... / زلیخا به همراه سیل گم شد... 

 

خرابه اشرفسو، تربت وِ / تربت اشرف خراب

جسارت تا حریم و حرمت وِ ... / به حریم و حرمتش جسارت

کجه اور بلا دونه خدایی؟ / خداییش، کجا ابر را بلا می دانند؟

کجه دیه میون قهر و جدایی؟ / کجا بین ما( زمین و آسمان) قهر و جدایی بود؟  

 

همه قرآن به سر بومبی ونسه / برای نزولش قرآن به سر می شویم

که پر بوّه به وِ،کیله امسه / که رودها ازو انباشت شوند

کجه بورده امه نسوم ازار؟ / کجا رفت درخت آزاد جنگل؟

کدیم دس که زنده اون دله دار؟ / به کدام دست از پا افتاد؟  

 

چه پر دنه بلند دسه دازِّ؟ / چرا داس ها در بیشه به پروازند؟

چتی دنه امه مرگ جوازِّ؟ / چرا جواز مرگ صادر می شود؟

اسا نسوم، همند بی چنارِ / اینک جنگل بدل به بیابان شد

ونه سبزه ، اسا بیته کنارِ / حالا سبزش کناره گرفته  

 

بتونده وارشوی چمِّ بیره / نمی توانند نظر آب باران را جلب کند

بتاجندی شلاب دمِّ بیره / و جلوگیر روان آب بشود

تمومِ روخنه،پِر بیه از او / رودها لبالب از آب

برامندسه شهر چشِّ از خو / خواب از چشم شهر می رباید 

 

دنه هرچی کرسِّ این دله جق / آلونک ها در چنگ او

اجل گیرنه، اجل برگشته هق! / حلقوم اجل برگشته در چنگ اجل

میون مدعی اهل ایمون / از میان مدعیان اهل ایمان

جوابِّ مه ندا اتا مسلمون / جوابی از یک مسلمان نگرفتم 

 

اجل تِن تِن چه سرزنده وشونِّ؟ / چرا اجل به پیاپی به سراغ شان می رود؟

نکنده جابجا دشت کشونِّ ؟ / چرا کشان را تغییر نمی دهند؟

چه کپّل زنده این بشکسه چکِّ؟ / چرا سراغ پا شکسته می رود؟

چه دس نینه ونه سرد پِتَکِّ؟ / چرا دست ازو نمی کشد؟  

 

چه کنده سنگ روش،گاله به سرِّ ؟ / چرا خانه گالی به سر را سنگ پرانی می کند؟

چه زنده دم به دم رمضون درِّ...؟ / چرا همیشه بر در خانه رمضان سبز است؟ 

*

بلارِ من نخامبه هیچکس ور / من بلا را برای هیچکس طالب نیستم

نخابمه اینجه بیره هیچکسِ کِر / نمی خواهم گریبان کسی را بگیرد

مه دشمن هم گرفتار و نوِّ / دشمنم نیز گرفتارش نشود

به عشق و مهربونی، بوِّ - دَوِّ! / به عشق و مهربانی بماند 

 

بلا بنده تموم داز به دسِّ / بلا برای همه داس به دست ها باشد

به اونتای چموش و تور و مسِّ / به اویی که نااهل و بی خبر است  

 

که کِنده گرد برد،سوز چنارِّ / چنار سبز را می زند

بنه زنده بلنده اسپیارِّ / سپیدار بلند را به خاک می نشاند 

 

امه نسوم زلف زنده مقراض / قیچی به زلف بیشه می زند

که بیره لنگ دونِّ ، وارشو گاز! / تا آب باران بر پایش چنگ بزند 

 

تمام لاک لَوِ ویشه بونه جم / اسباب ایستایی بیشه جمع می شود

شلاب و زلفشه، کنه همه رم / آب ها رم می کنند( بارش نرم و بارش تند)  

 

کیله سر جر بونو ،مشت و دو گیرنه / رود سرازیر و لبالب و به تاخت

بنه تا بامبلورِ هم او گیرنه / آب از زمین تا بام خانه هاست

رقد بورده انارسون اشرف / انارستان اشرف از هم پاشیده

همه باغ و همه بوسّون اشرف! / و همه ی باغ و بستانش  

*

اسا من بومبه اینجه مشت برمه / من اینک لبالب از گریه‌ام

ونه بوِّ اماجه دشت برمه! / دشتی باید بدین دیار چنین شود

مه دس گیرنه صدتا دسِ همدس / دستم به دست صدها دست می شود

درس کمبی انارسون لس لس! / و کم کم انارستان را به پا می داریم 

 

ونه لتکا، هوای تازه گیرنه / باغش به هوای تازه می رسد

ونه سرخ انارم مزه گیرنه! / و انار سرخش به مزه

ولی ای آسمونَسو، وِنه اور! / اما باز آسمان است و ابرش

ندارنه وارشوی آسمون صور! / روان آب باران صبری ندارد  

 

تموم کیله پر بیه گل و سنگ / رودها به انباشت رسوب

حریمسه نداشته این حنا رنگ! / رنگی به حنای حریم نماند 

 

حریم و بستر او، دب دشوئه / حریم و بستر آب درهم ریخته

ونه تن زخم و ، سرچشمه بشوئه / تن‌اش زخم و سرچشمه‌اش ویران 

 

 

چنار و اسپیارِّ ریشه زنه / چنار و سپیدار ریشه کن شده

بلند داز قض، ویشه زنه / غیظ داس بر بیشه فرود می آید

قنات بیتنه، رو و رو آرِّ / دخل و تصرف در قنات و رود

هراز دِم دراز و تا تلارِّ / از هراز بالا بلند تا تلار 

 

وشونه لینگ لو کنه خلایق / مردم لگدمالشان می کنند

وشون دَیینِم بیه اسا ضِق! / حضور و حیات شان به مضیق شد 

 

تجن بی خنمون بیو، نکارو / تجن و نکارود بی خانمان

ایارنه اسا، تا به اما رو! / و رو به ما می آورند 

 

امه کِل کَت خراب بیو، امه بوم / دیوار تا بام ما بر آوار

امه روز درس کنه، سیوشوم! / روز ما بدل به شب تار 

*

مه گب اینجه خریداری ندارنه / سخنم در اینجا خریداری ندارد

همش مفتسو و بازاری ندارنه / مفت بود و بی بازار

حجاب ویشه ر پاره نکنه / حجاب بیشه را نمی درند

بلار وام جا چاره نکنه / بلا را با وام چاره نمی کنند  

 

چنار لینگ دونِّ لت نزنه / خاک پای چنار را بر هم نمی زنند

خداوند کتابِّ خط نزنه...! / خط به کتاب خدای رحمان نمی کشند 

*

اسا من فاته خون او و رومه / من اینک بر آب و رود فاتحه خوانم

اسا من مله گَرد روز و شومه / کوچه گرد شب و روزم

به ولا رحمتسه اور اسری / به خدا اشک ابر رحمت است

زمینسه نداشته برمه کسری / برای زمین کم و کسری ندارد

هدر دمبی تمام زحمت وِ / زحمتش را هدر می دهیم

ندومبی اینجه قدر رحمت وِ ...! / قدر رحمتش را نمی دانیم

شمه پیشکش مه این زارناله بوِّ / زاری ناله‌ام پیشکش شما باد

شمه سوی حضور لاله بوِّ / چراغ لاله ای به شب تان

بلا بنده مه دلِّ جای مردم / بلای مردم به جان من

مره نیره خدا،از رای مردم / خدایم جدا از راهشان نکند

که من این مردمسه لـله وامه / که من نی و نای ایشانم

من این دشت گلندوم نوامه... / / و نوای گلزارشان.



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه

 سونامی سیل در شمال کشور و مسئولیت حقوقی و قانونی دولت

در تخریب منابع طبیعی و ناکارآمدی در حفظ حقوق محیط زیست

( با رویکردی به سیل بهشهر )

 

محمد رضا زمانی درمزاری ( فرهنگ )

وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

Email: nikdadlaw@hotmail.com

 

مقدمه :

   در اخبار و رسانه ها، به کررات دیده اید و شنیده اید که : " ایران ، یک کشور دارای حوداث و بلایای طبیعی است". صرف نظر از صحّت و سُقم این ادعا، صِرف طرح و پذیرش این موضوع؛ ضرورت مطالعه، شناخت، برنامه ریزی و پیشگیری از بروز و وقع این حوادث و به حداقل رساندنِ آسیب های حاصله را اجتناب ناپذیر خواهد ساخت. برخی از این پدیده ها معلول فرایندهای طبیعی بوده و بشر، کمتر در آن دخالت داشته و برخی دیگر، ناشی از دخالت مستقیم انسان و مدیریت شهری و کشوری در منابع طبیعی و کانی و تخریب بی رویه جنگل ها و طبیعت زیبا و چشم نواز شمال کشور و مانند آن می باشد. سیل و سیلاب های ویرانگر سال های اخیر و پیامدهای مختلف آن ، به ویژه ه در شهرهای کلاله، نکاء و اخیراً، گلوگاه و بهشهر، از زمره آن بوده که در مسئولیت حقوقی و قانونی دولت، بنا به جهات و دلائل آتی مطروحه در این نوشتار تردیدی نیست. این مقاله با عنوان " سونامی سیل در مازندران و گلستان و مسئولیت حقوقی و قانونی دولت در تخریب منابع طبیعی و ناکارآمدی در حفظ حقوق محیط زیست با رویکردی به سیل اخیر بهشهر"، بر آن است، ضمن بررسی علل وقوع سیلاب های سالهای اخیر شمال کشور، با نگرشی خاص به سیل های واقعه در استان های مازندران و گیلان، به ویژه سیل مورخ 22 مهرماه در بهشهر و وضعیت حاصله- مسئولیت حقوقی و قانونی دولت در عدم پیشگیری از وقوع زیانبار آنها و جلوگیری از عوامل ایجاد و گسترش فزاینده و مخرّب آن و اهمال در ایجاد زیرساخت های شهری لازم در این ارتباط از یکسو و عدم ایفای نقش و مسئولیت قانونی دولت بعنوان مجری قانون اساسی و قوانین کشوری و نیز عدم پاسخگویی مسئولانه نسبت به عدم کارایی مدیریت خود و مسئولان استانی و منطقه ای در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی و تخریب بی رویه جنگل های طبیعی و باستانی شمال کشور و راهکارهای حقوقی پیشنهادی برای جبران خسارات حاصله ناشی از "سونامی سیل در مازندران و گلستان" و پیشگیری از وقوع گسترده و مکرر آن، از طرف دیگر خواهد پرداخت.

طرح مطلب :

    سونامی سیل در شمال کشور، بخشی از عنوان مقاله حاضر بوده که نشان از عمق فاجعه و دامنه عمیق پیامدهای حاصله دارد. با روند روبه تزاید و گسترده تخریب جنگل ها و تغییر کاربری آنها ، کاشت نهال های سریع الرشد در شیب های کوهستانی ،  سد سازی های  رو به گسترش ،  جاده سازی های  بسیار  در شیب های تند مناطق کوهستانی  ارتفاعات  البرز ، تخریب مراتع ،  معدن کاوی ، سوء  مدیریت  رودخانه ها   و ... ، در مجموع  شرایطی را ایجاد کرده است که  با بارش چند ساعت باران، سیل های هول انگیز اتفاق می افتد و خود، عامل دیگری می شود در سرعت  و شدت  بخشیدن به سیل های بعدی . نگاهی به سیل های اتفاق افتاده در این طی سالهای اخیر، بویژه در شهریور و مهر ماه سال  1387 و پائیز سال گذشته و سیل های اخیر سال 1391 در شمال که خسارت های جانی و مالی بسیار برجای گذاشته است، خود بزرگترین گواه جنگل تراشی ها و تغییر کاربری، خصوصاً در  طی چهار سال اخیر است . با تخریب و قطع بی رویه و غیر اصولی جنگلها در  کوهستان های  بسیار شکننده  البرز از بعد توپوگرافی ،  زمین ساختی و خاکشناسی و بدون توجه به شرایط اقلیمی (بالا بودن شدت باران های 24 ساعته)  و ...، آیا باید انتظار کاهش سیل ها را داشت یا افزایش آن ؟  این سیل ها، برآیند سوء مدیریت در کوههای سرسبز و آسمان نمای البرز است !  خاک شویی و فرسایش خاک در استان های شمالی بیداد گر بوده و غیر قابل توجیه و بخش است. میزان فرسایش خاک  تنها در استان گلستان سالانه به  ۲۵تن در هکتار  رسیده است ؛ رقمی که حتی، از متوسط فرسایش خاک کشور  بیشتر شده است.! و مازندران و گیلان نیز در وضعیت مشابهی قرار دارند! (1)

      زخم های مردم کلاله و مینودشت هنوز از سیل های  چند سال پیش التیام نیافته  بود که باز سیل های  شهریور و مهر ماه سال 1387 آنرا عمیق تر کرد!. در اثر این سیل خانمان افکن، تمامی چهل خانه روستایی در  " تیل آباد "  تخریب و نابود شد؛ خانه هایی که سرشار از مِهر روستایی و عواطفِ خانواده های بومی و محلی و ایرانی بود که باید برابر قانون از حقوق تساوی با شهروندان و پایتخت نشینان بهره مند می بودند! سیل مزبور، خانه و کاشانه آنها را به سان تخته پاکنی که نوشته معلم روستایی را بر روی تخته سیاه پاک می کند، محو و نابود ساخت و چیزی از خود به یادمان نگذاشت، جزء درد و آه و افسوس و فغان نسبت به ناله های حق جو و فریادهای قانونی و به حقی که انتظار شنیدن آنرا برابر قانون خواهند داشت!؟  دامداران، احشام خود- باغداران، درختان خویش و کشاورزان، محصولات و مرغوبیت زمین های خود را چه زود و آسان از دست می دهند و چگونه باید به آتیه سیاه و مبهم خویش امید وار باشند تا بلکه طبق معمول، " اظهار تاسفی باشد و وعده پرداخت مبلغ ناچیزی از سوی دولت و تشکیل جلسات مدیریت بحران در فرمانداری های و نوش جان کردنِ مکرر دم نوش ها و شیرینی و میوه و شام و نهار از برای این بی خانمان های از دست داده زندگی و کاشانه خود"!.

      رنج و سوز و درد و سختی های حاصله بر این روستائیان و شهروندان سیل زده و ماتم خورد را نمی توان با وعده و وعید و طرح  شعارهای بدون پشتوانه و غیر کارشناسی جبران کرد و به اصطلاح، " مدیریت بحران " نمود، بلکه باید "بحران را در مدیریت دولت و مدیران منطقه ای و کشوری در برخورد با منابع طبیعی و میراث باستانی، ملی و جهانی جنگل های شمال کشور" و عدم کارآمدی بدون شک و تردید آنها در این ارتباط دانست و تا قبل از تعیین تکلیف این مهم و عدم حل آن، باید مردم شمال کشور به مانند مردم مناطق زلزله کشورف همواره شاهد نبودِ " امنیت در کار و زندگی" و " ابهام و سردرگمی در سرنوشت و آتیه خویش" باشند تا بلکه، روزی " بحران مدیریت در کشور و دولت، مدیریت شود " و " دولت مدعی قانونمندی و مردم مداری " ، ضمن تاسی به قانون و احترام به حقوق مردم و ملت، در چهارچوب قانون اساسی و موزاین حقوقی و قانونی پاسخگوی مسئولیت های قانونی و نبود کارآمدی خویش و مدیران تابعه خود از حیث تخریب منابع طبیعی و حفظ حقوق محیط زیست به افکار عمومی و رسانه ها"  گردد.(2)

     زخم های وارده به مردم شمال کشور و آسیب های حاصله و ناشی از عدم کارآمدی دولت و تخریب بی رویه جنگل ها و منابع طبیعی و زمین های حاصل خیز شمال و خسارات فراوان مادی و معنوی وارده بر اموال و املاک مردم و درد جانگداز ناشی از مصدومیت و فوت عزیزان خویش، با هیچ وعده و نصیحت و پرداخت وجه ناچیزی از سوی دولت و مسئولان قابل جبران نخواهد بود. اینها  و بسیاری مصائب دیگر که بیش از یک دهه است بر سر مردم شمال ارزانی گشته و به سرا و کاشانه آنها درآمده و به یقین، نیز خواهد آمد،  تاوان  چوب بری های شرکت های کوچک و بزرگ چوب و نیز سوء مدیریت های دولت در عدم مدیریت صحیح و قانونی نسبت به منابع طبیعی و جنگلی شمال کشور و فقدان برنامه لازم و کافی جهت پیشگیری از بلایای مزبور و مدیریت علمی، اصولی و کارشناسی و متعهدانه نسبت به آن است .(3)   

      مبرهن است، وقتی سیل ها، اینچنین مکرر و فاجعه بار  شده و وقوع آن به دلائل مطروحه، اجتناب ناپذیر است، باید مسئولین نسبت به سوء مدیریت خود در این ارتباط برابر قانون پاسخگو باشند! و تنها به اعلام این حوادث و اعلام غیر واقعی و غیر کارشناسی میزان خسارت ها اکتفا نشود . خسارت و مصیبت را مردم  لمس کرده ، خانه و منزل خویش را از دست داده، عزیزانشان از کف رفته، ماتم و عزا بر قلب و فکرشان لانه افکنده و دیگر، بیش از این یارای مقاومت و جبران خسارت را باوجود بیمِ تکرار زودهنگام آن در منطقه خویش ندارند؟! دولت باید در خصوص " بحران در مدیریت خود نسبت به منابع طبعی کشور و تخریب بی اساس و رو به تزاید جنگل های شمال و تحقق زمینه های بروز و ظهور سیلاب های موصوف و تخریب اموال و املاک مردم و آسیب های مادی و معنوی وارده به آنها" پاسخگو باشد و صِرف اظهار تاسف و تالّم و اعلام آمارهای نادرست و غیر واقعی و متناقض و گزارش خسارات ها و تاکید بر جلساتِ بی حاصل و غیر کارشناسی مدیریت بحران منطقه، تکافوی مسئولیت همه جانبه دولت و دوائر دولتی نبوده و فرافکنی مسئولیت محتوم و قانونی خویش و وقوع این همه مصائب زیانبار و منتسب کردن آنها به عوامل طبیعی نیز توهین آشکار به شعور و حقوق ملت و شانه خالی کردن و فرار بلاوجه از زیر بار مسئولیت  قانونی و اعمال و رفتار خود و مدیران و مسئولان دولتی خویش است که خود نشان از همان سوء مدیریت و بحران در مدیریت دولت و مسئولیت حقوقی دولت در این رابطه دارد.(4)

      اگرچه، تغییرات آب و هوایی موجب شدت گرفتن باران ها و  شدت گرفتن توفان ها شده است. ولی آگاهی از این امر خود،دلیل بسیار مهمی است برای شدت بخشیدن به عوامل کنترل کننده و پیشگری کننده. چشم بستن به آنچه که در کوهستان های شکننده  البرز در حال اتفاق  است و چشم بستن بر روی تغییرات آب و هوایی و در این خیال بودن که این تغییرات آب و هوایی مخصوص کشور های دیگر دنیا است، خیالی خام و مصیبت رساندن بیشتر به مردم و میراث طبیعی است. علاوه بر این، تلاش تاسف بار برخی از سازمان ها و مسئولان برای تعدیل و تخفیف آثار حاصل از فجایع و حوادث طبیعی و به کار بردن عالمانه و عامدانه " واژه آبگرفتگی" به جای واژه " سیل " و طرح مکرر این موضوع در رسانه ها، به ویژه صدا و سیما، نه تنها از ابعاد این مهم و اهمیت و عمق فاجعه در میان مردم و افکار عمومی نکاسته، بلکه بیانگر عدم ایفای مسئولیت قانونی و حرفه ای آنها نسبت به واقعیات و حقایق و تعهدات قانونی خویش به مردم و اطلاع رسانی درست، دقیق و مستند و منطبق با واقع دارد. این رسانه به اصطلاح ملی، باید در خدمت مردم و ایفای وظایف قانونی نسبت به ملت برآید، اما اخبار و اطلاعات منعکس شده از آن حکایت از تعدیل وقایع و عدم انعکاس درست و کامل فجایع و پیامدهای حاصله و خسارات حاصله و در واقع، کم رنگ شدن آنها دارد! .

     صدا و سیما  در سیل های اخیر شمال  و سیل های دیگری که  از سال 1387 تاکنون در غرب و جنوب و شمال کشور اتفاق افتاد، به اخبار بسیار کوتاه بسنده کرده است!. سیل ، فعالیت‌های گمرک آستارا را به علت تخریب یک پُل به  رکود کشاند، ولی انعکاسی در خور،  از آن در اخبار رسمی صدا و سیما یافت نشد ! این سازمان خود را متعدد به گزارش و انعکاس اخبار گسترده حوادث دیگر کشورها و نارضایتی مردم آنها نسبت به دولت های خویش می بیند و در عمل نیز می داند، اما نسبت به وقوع ، علل و آثار حاصل از آنها در کشورمان، اینگونه به آسانی می گذرد! صدا و سیما  ساعت ها وقت و هزینه صرف می کند تا نظر مردم را در مورد پخش سریال های تلویزیونی و سرگرم کننده جویا شود ولی با  اهالی آواره "تیل آباد " و شهروندان و روستائیان بهشهری و مناطق مجاور  وارد نظر خواهی نمی شود که این مصیبت چگونه بر سرشان فرود آمد و از هستی ساقط شده اند!. (5)

     سیل های اخیر واقعه در هزار جریب و نکاء و نیز سیل وحشتناک و بی سابقه بامداد شنبه مورخ 22/7/1391 در بهشهر، گلوگاه و محال اطراف و تخریب فزاینده و غیر قابل انکار منطقه و حتی، اذعان و اقرار غیر کارشناسی و مطالعه نشده مسئولان محلی و استانی به وقوع خسارت بیش از 300 میلیارد ریال، همه و همه نشان از عمق فاجعه حاصله و نقش اندک و غیر مسئولانه صدا و سیما و رسانه های دولتی در اطلاع رسانی جهت دار و تلاش جهت عدم انعکاس کامل و درست وقایع و خسارات حاصله از سوی آنها دارد! بسیاری از روستاهای بهشهر و منطقه به مانند " التپه" همانند بسیاری از منازل و املاک واقع در خیابان های شهید هاشمی نژاد، قائم، مدنی، رجائی، گرائیل محله بهشهر دچار تخریب وحشتناک و غیر قابل باور و پُر شدن چاههای آنها و ورود آب به داخل منازل و از بین رفتن کلیه لوازم آنها شده است. طبق اطلاعات و تحقیقات حاصله و برخلاف اطلاع رسانی های رسمی، آمار فوت شدگان، بیشتر از تعداد محدود هفت/ هشت نفر اعلامی از سوی فرماندار بهشهر بعنوان مدیر ستاد بحران شهرستان بوده و هیچ آمار و اطلاع رسانی درستی نیز نسبت به تعداد مفقودین در منطقه اعلام نشده است؟! بسیاری از خانواده ها با گذشت 48 ساعت از وقوع سیل تاریخی بهشهر، هنوز به دنبال عزیزان و فرزندان در میان آوارها، گل و لای و رودخانه ها گشته و هنوز نتوانسته اند از لجن ها، زباله ها و اشغالهای انتقال یافته به منازل و املاک خود و جداسازی وسایل زندگی و تخریب شده خویش از میان آنها رهایی یابند و حتماً، باید با تراکتور و وسایل ماشینی و چکمه و پوتین زمستانی در میان آب و گِل فراوان منطقه رفت و آمد نموده و به منازل تخریب شده خود راه یابند؟ چاههای ساختمان ها پُر شده و امکان استفاده از سرویس های بهداشتی بسیاری از خانواده ها وجود ندارد! پُل های غیر کارشناسی ساخته شده در سال های اخیر تخریب شده، دیوار منازل و خانه ها فروریخته و سیل، پس از تخریب یکایک آنها، با سرعت و شدّت وحشتناکی خانه و آشیانه دیگری را در بامدادان آن روز مورد نشانه و هدف قرار گرفته است؟. این وضعیت، به خوبی و کماکان، در ساختمان ها و منازل خیابان قائم، حتی با گذشت 48 ساعت از وقوع سیل مزبور مشهود است!

     مرحوم غلامعلی محمد زاده، قربانی سیل مزبور، دبیر بازنشسته 54 ساله ای است که با ورود سیل مهیب مزبور به خیابان قائم، کوچه صداقتی و منزل ایشان و تبدیل منزلشان به استخر موّاج ِ گل آلود و شن آور کوهستانی، پس از ایفای آخرین مسئولیت همسرانه و پدرانه خویش در نجات تنها پسر و همسر خود از سیل مزبور، با فروریختنُ دیوار مجاور به رویش، خود قربانی اقدام ایثارگرانه خویش و سیل حاصل از سوء مدیریت دولتی و شهری در منزل خود گردید و در آن، در کمال ناباوری در مقابل چشمان همسر و فرزند خویش غرق شد تا گواهی متقن و غیرقابل انکار بر بحران در مدیریت دولتی و شهری در این رابطه باشد؟ بدین ترتیب، منزل این آموزگار و فرهنگی خدوم به قتلگاه وی در حضور خانواده اش تبدیل گردید؟! خانم ربابه باقری، همسایه ملک مجاور مرحوم محمد زاده در خیابان دبیرستان شهید مطهری بهشهر و بعنوان یک مادر مهربان و رنجوری 67 ساله ای بود که برای فرزندانش در نبود و فوت همسر مرحومش( شادروان محمد باقری) هم پدر بود و هم مادر، اما وی نیز به سان مرحوم محمد زاده قربانی سیلاب مزبور گردید و در منزل خویش،جان به جان آفرین تسلیم کرد. آن منزل نیز بعنوان قتلگاه در کمال ناباوری درآمد؟!

    نگین افغان نژاد 11 ساله، علیا کاظمی 30 ساله و قلی ( گلی) کاظمی 48 ساله ، گویا از یک خانواده بودند که قربانی این سیل مهیب و زیان بار شده اند! سیل مزبور، کودکی را نیز در مقابل چشمان پدر و خانواده در بهشهر با خود ربود و به نقطه ای نامعلوم برد؟! دهها کشته و مفقود دیگر، علاوه بر خسارات وارده به احشام، باغات، زمین های حاصلخیز کشاورزی، منازل و املاک مسکونی و تجاری، تخریب وحشتناک آنها و اتومیبل های مردم و معابر عمومی در خیابان های هاشمی نژاد، قائم، مدنی و....و از بین رفتنِ کلیه لوزام زندگی و کار و معیشت صدها خانواده شهری و روستایی بهشهری و گلوگاهی و مصدومیت هزاران نفر، نشان از عمق فاجعه و بی تفاوتی رسانه های رسمی و دولتی در عدم گزارش درست و منطبق با واقع به افکار عمومی و مردم و عدم ارسال یک پیام تاسف و همدردی از سوی مقامات رسمی و دولتی کشور می باشد!.

      منزل مرحوم محمد زاده، منازل آقایان توحیدی، مرحوم فرح زاده، سید محسن خدادادی امرئی، محمد حسن کلایی، محمد پرنیان، مرحوم محمد باقری، منصور عبدی و دیگر همسایگان آنها در خیابان قائم به مانند منزل آقای اسماعیل اسدی و همسایگان وی در خیابان شهید مدنی و ....،تنها بخشی از خانه های مورد حمله و تعرض در این سیلاب، صرفاً در خیابان های مزبور در بهشهر بودند که  به شدت آسیب دیده و دچار خسارات متعدد نسبت به بناها، اموال و لوازم موجود در آن، در کنار قربانی شدن مرحوم محمد زاده و مرحومه ربابه باقری بوده اند. تصاویر منتشره در خبرگزارها و اینترنت و تصاویر ارسالی خبرنگاران و مردم محلی برای رسانه ها در کنار مشاهدات مستقیم از منطقه و وضعیت موجود، به خوبی شدت و ابعاد حادثه را نمایان می سازد. نگارنده خود بعنوان یک شهروند بهشهری مقیم تهران، ضمن آشنایی کامل با منطقه و مناطق اطراف و آشنایی با افراد و خانواده های مزبور و موقعیت منازل آنها، برخلاف اخبار منتشره، به وضوع، کمیت و کیفیت واقعه مورد مطالعه و بررسی قرار داده و جزئیات مطروحه در این قسمت نیز مویّد این نکته است.

 

وضعیت پسماندها و فاضلاب های شمال کشور و ادامه تخریب جنگل ها و منابع طبیعی :

   هم اکنون حدود از 50 واحد دفع زباله به وسعت ۳۰۰ هکتار در جنگل‌های شمال وجود دارد که روزانه به طور میانگین ۳ هزار تن زباله در آن دپو و دفن می‌شود. با این که سالها درباره تبعات انباشت زباله هشدارهای بسیار داده شده، ولی روند انباشت آن در جنگل ادامه دارد!.  نزدیک به 4 دهه سوء مدیریت پسماند ها و انتخاب جنگل و رودخانه به عنوان مخازن رایگان زباله و فاضلاب  و آلوده سازی آب ، خاک و جنگل در  سطح و زیر زمین، واقعیت و تاسفی وَهن آمیز است! واقعاً کیِ  مسئولین،  زباله و فاضلاب را در دستور  جدی و فوری کار های خود قرار خواهند داد ؟  بیماری های عفونی انگلی ، گوارشی، پوستی، تنفسی،  انواع سرطان ها و مرگ های زود رس مشکوک و...،  دستاورد فاجعه بار این سوء مدیریت در شمال و دیگر مناطق کشور است  که هزینه های هنگفت درمان آنها ، بار مالی سنگین و دیگری بر مردم تحمیل کرده است . عدم ارائه آمار شفاف وزارت بهداشت و درمان دلیل  بر سلامت مردم نیست!

      چگونه است مسئولین برای تخریب جنگل ها ، واگذاری پارک های جنگلی هیرکانی ، واگذاری جنگل برای ساخت پتروشیمی  ، سد سازی و ... سریعاً، به تعامل می رسند و بودجه های آن را از هر کجا شده تهیه می کنند، ولی همین که  نوبت به   مدیریت پسماند ها و تصفیه فاضلاب  می رسد ، هزار و یک دلیل برای کار نکردن اعلام می شود :  یا اعتبار کم می آید،  یا زمین جود ندارد ، یا مدیر صالح پیدا نمی شود ، یا عزم ملی کم می آید ، یا پول برای آموزش تفیک زباله های خشک و تر به مردم کم می آید و یا ......!  اگر هزینه هایی را که  تاکنون فقط  در شمال کشور خرج  سد سازی ها ی شمال شده بود ،  صرف  تصفیه فاضلاب  می گشت ،   هم مشکل کمبود آب حل می گردید  و هم آب های مصرفی  مردم اینچنین، آلوده نمی شد و  رودخانه ها، این شریان های حیاتی  جنگل ها نیز نمی مردند ! واقعاً، آیا  حفظ سلامت مردم ، حفظ میراث طبیعی و  محیط زیست اینقدر بی ارزش است ؟ بنابراین، چگونه می توان قبول کرد که  توسعه صنایع بسیار آلاینده، مصیبت های مردم  را افزایش نخواهد داد ؟

     فاطمه واعظ جوادی رییس سازمان حفاظت محیط زیست در 7 آبان ماه 1385 در همین رابطه، به وضوح اعتراف می کند : "... که هیچیک از شهرک های صنعتی در کشور مدیریت پسماند  ندارند  و زباله های صنعتی تولید شده را در گوشه ای تخلیه می کنند..." (روزنامه همبستگی ) و یا مثلاً  "... تاکنون از ۴۸ شهر استان گیلان، تنها هشت شهر، کد اجرایی تصفیه خانه فاضلاب شهری را دریافت کرده‌اند...". اشرفی پور، مدیر کل حفاظت محیط زیست استان مازندران نیز در همین رابطه در تاریخ  19 دی   1385 اظهار می دارد : "... سالانه 1017 میلیون مترمکعب فاضلاب وارد خاک و آبراه های مازندران می شود که حدود 37 دهم میلیون مترمکعب این میزان مربوط به پساب های بخش صنعت  و خدمات است.  2/160 میلیون مترمکعب آن را پساب های شهری تشکیل می دهد که باید 9/96 میلیون مترمکعب فاضلاب های تولیدی بخش روستایی را نیز به آن  افزود. تا امروز، حتی یک پروژه سیستم تصفیه فاضلاب در استان به بهره برداری نرسیده است...". علاوه بر این، سالانه حدود دو میلیون و 71906 لیتر انواع حشره کش ، علف کش و قارچ کش در سطح استان مازندران مصرف می شود  که به این میزان باید 3000 تن انواع گرانول را که به صورت کود استفاده می شود،  اضافه کرد... ( همشهری).

    بنا به گزارش روزنامه ایران، مورخ 11 تیرماه 1386 : "...زباله ۱۴ شهر استان گیلان و ۲۲ دهیارى به صورت روزانه در جنگل هاى زیباى سراوان دفن مى شود. روزانه ۵۰۰ تن زباله شهرهاى رشت، انزلى، صومعه سرا، فومن، شفت، کوچصفهان، خُمام، سنگر و چند شهر دیگر گیلان در سراوان، یکى از زیباترین نقاط سرسبز استان گیلان دفن مى شود...". ( رورنامه ایران). همچنین، به نقل از ایرنا در گزارش مورخ 28 تیر ماه 1386 : "... به دنبال بارندگی روز های اخیر و راهیابی آبهای آلوده سطحی به آبگیر "عینک"  رشت هزاران قطعه ماهی در این کوسیستم طبیعی تلف شدند.  علت مرگ و میر ماهیان، کاهش اکسیژن و افزایش اسیدیته آب اعلام شده است.( ایرنا). این خبرگزاری در گزارش مورخ 2 مرداد خویش به نقل از فرماندار رامسر می افزاید : "...حدود ۹۰ درصد فاضلابهای خانگی، تجاری و صنعتی منطقه وارد رودخانه‌های شهرستان می شود..."

   طبق اظهار مورخ  24 شهریور 1386  رییس اداره محیط زیست شهرستان آستارا : "...رودخانه "مرداب"  به طول 20 کیلومتر با عبور از شهر آستارا به دریا می ریزد .  با توجه به ریزش فاضلاب منازل مسکونی و تجاری به این رودخانه ، میزان آلودگی آن بسیار بالا است . رشد زیاد آزولا در سطح آب و مانع شدن از رسیدن نور به داخل آب باعث جلوگیری از رشد هر گونه گیاهی و نابودی چرخه حیات گیاهی در آن شده است.  تاکنون هیچ اقدامی  برای لایروبی آن صورت نگرفته است..". ( ایرنا   )

بنا به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان، 25 مهر 1386   : روزانه بیش از ۹۰۰ تن زباله در سطح روستاها و یک هزارو ۵۰۰تن زباله نیز درسطح شهرهای استان گیلان تولید  می‌شوند که این حجم از زباله‌ها با توجه به تولید ۵۰۰لیتر شیرابه از هر تن زباله، خطری جدی برای محیط زیست گیلان محسوب می‌شوند. (ایرنا) در همین ارتباط، در تاریخ 24 آبان 1386 رئیس اداره محیط زیست بهشهر بیان می دارد : "... وضعیت سامانه‌های زباله‌سوز و هیدروکلاو بیمارستان‌های بهشهر مورد قبول نیست و امیدواریم در خصوص ساماندهی وضعیت زباله‌ها و فاضلاب این مراکز درمانی چاره‌ای اندیشیده شود.(ایرنا ). همچنین، دکتر اسلام بابانژاد، رئیس شورای اسلامی شهرستان مزبور در 17 بهمن 1386 در این باره، می گوید : "...در بهشهر با توجه به جمعیت 90 هزار نفری و سرانه 10 لیتری آب- در روز بیش از ۱۳ میلیون لیتر فاضلاب در این شهر تولید می‌شود. این فاضلابها شامل فاضلاب حمام ، دستشویی ، آشپزخانه ، کارگاههای کوچک ، مراکز تجاری و بهداشتی و ... است که بسیار آلوده‌کننده است و از عوامل جدی تهدیدکننده محیط زیست محسوب می‌شود. با توجه به اینکه، بهشهر یکی از پنج شهر پر جمعیت استان است ، ادامه این روند در آینده‌ای نه چندان دور موجب بروز فاجعه زیست محیطی در بهشهر خواهد شد. ( آوای شمال)

    نامبرده در21خرداد 1387 بیان می دارد :" دفن غیر بهداشتی و غیر اصولی بیش از دو هزار تن زباله در روز ، عمده‌ترین مشکل استان مازندران است. در آینده‌ای نه چندان دور شاهد بروز آثار سوء انواع آلاینده‌های صنعتی و خانگی بر روی کلیه جانداران بخصوص انسان خواهیم بود. تولید بالای فاضلاب و نداشتن سیستم تصفیه ، با توجه به بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی از جمله خطرات زیست محیطی مازندران است که به دلایل مختلف تاکنون برای رفع این معضل استانی ، چاره‌ای اندیشیده نشده است..".( آوای شمال ) و سرانجام، بنا به اظهار مدیرکل اداره محیط زیست مازندران در تاریخ 17 مرداد 1387  : هشت پروژه کارخانه کمپوست و بازیافت در هشت شهر استان در حال پیگیری است و این پروژه‌ها در شهرهای آمل ، نور ، نوشهر ، چالوس ، بهشهر ، قائمشهر و بابلسر در حال اجرایی شدن قرار دارند. .. کلنگ ساخت کارخانه‌های کمپوست و بازیافت شهرهای نور ، قائمشهر و بهشهر به زمین زده شد. پروژه احداث کارخانه کمپوست و بازیافت شهرهای ، نوشهر و چالوس با مشکل زمین مواجه است .کارخانه کمپوست و بازیافت زباله شهرستان تنکابن ۳۵درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.( ایرنا ) و بدین ترتیب، مدیر کل محیط زیست مازندران بعد از  29 سال سوء مدیریت  پسماند ها در مازندران  ، مژده کلنگ زنی می دهد! (6) !

نمونه هایی از تهدید های پیش رو در مناطق شمالی کشور :

1-     احداث  12 سد  در حوزه بالا دست گیلان خسارتی جبران ناپذیر!

2-      کاهش فزاینده  ذخیره آب سدهای استان گلستان و کاهش آب های زیر زمینی.

3-      اجرایی شدن  ساخت سد قره‌سو و  زرین گل در  علی‌آبادکتول ,خسارتی بی بازگشت  به جنگل های باستانی شمال و ذخیره گاه های جنگلی منطقه .

4-      خطر آبگیری سد البرز  در " لفور" سوادکوه  و بر هم خوردن اساس هیدرولوژِکی منطقه .

5-      خطرآلودگی های گسترده در پی  احداث یک مجتمع پتروپالایشگاهی در شهرستان تالش در گیلان و چهاردانگه ساری و بهشهر در مازندران و پیامدهای مخرّب آن بر منابع طبیعی و جنگی و نیز میراث تاریخی، باستانی و تمدنی منطقه و خطر آلودگی های گسترده در منطقه (نفتی شدن آب آشامیدنی ، نفتی شدن خاک کشاورزی ، شیوع انواع بیماری های پوستی و گوارشی و دیگر بیماری ها و آوارگی و تخریب غیر قابل  انکار میراث فرهنگی، باستانی و تمدنی منطقه) .

6-      بحران رو به افزایش کمبود آب و گاز   در شهرک های صنعتی شمال.

7-      خطر ادامه  قلع و قمع درختان بیشتر  و بروز آلودگی های بیشتر ،  در پی توسعه شهرک صنعتی رشت .

8-      پتروشیمی گلستان، همچنان  بعنوان خطری بزرگ  در بستر رودخانه اترک و تالاب های منطقه .

9-      اصرار برای احداث پتروپالایشگاه در گیلان، با وجود آلودگی های بیشمار.

10-   خطر نابودی آخرین ذخیره گاه های شمشادستان های جنگل های باستانی شمال با ایجاد شهرک صنعتی در دل منطقه حفاظت شده البرز مرکزی .

11-  ادامه جاده سازی در جنگل ابر و خطر برهم خوردن اساس تعادل  محیطی  و در پی آن ،نابودی این جنگل های باستانی برای همیشه.

12-   ادامه جنگل تراشی وخطر  تشدید فرسایش خاک و پر شدن بیشتر  سد های استان های شمالی و تکرار غیر قابل انکار سیل های ویرانگر بهشهر، نکاء، کلاله و مانند آنها .

13-   نابودی جنگل های باستانی آمل درپی اجرایی شدن  سد منگل.

14-   اجرایی شدن سد گلورد  در مناطق بالادستی هزارجریب شهرستان نکا و بهشهر و نابودی عملی جنگ های منطقه.

15-   احداث سد های بیشتر در استان گلستان ، بدون  توجه به  محدودیت شدید منابع آب و کاهش دهشتناک ذخیره آبی سد های کنونی.(7)

ذکر نمونه هایی از تخریب به عمل آمده در جنگل های شمال :

    برای نمونه به ذکر چند مورد از تخریب جنگل های شمار کشور و بهره برداری بی رویه از آنها از سوی بهره وران و سوداگرانِ میراث طبیعی و باستانی شمال کشور و بدون مسئولیت و تعهد نسبت به سرمایه  ملی و جهانی شمال و مردم منطقه و کشور اشاره می شود که جدا از اسناد و تصاویر و ویدئوهای موجود و مستند، با مراجعه هر مسافری یا عابری، این مهم نیز قابل احراز است. حمل تنه ها و کنده های درختان قلع و قمع شده جنگلی در سیل های مختلف شمال و اخیراً، در سیل بهشهر و گلوگاه و مناطق هزارجریب و تخریب اموال و املاک و اتومیبل های مردم به نحو وحشتناکی، خود، دلیل دیگری بر این مدعاست. برخی از این موارد عبارتند از :

1-         جنگل های باستانی شمال  - جاده نور- برداشت سنگ از بستر جنگل ها.

2-         جنگل های باستانی شمال  - جنگل های صلاح الدین کلا : تخریب سنگ بستر جنگل  برای بهره برداری  از مصالح  رایگان با هدف  جاده  سازی،  به منظور بهره برداری بیشتر  از سهم  یک ملت و  نسل ها ی آینده!

3-         جنگل های باستانی شمال  - جنگل های کجور و برداشت شن و ماسه .

4-         جنگل های باستانی شمال  - جنگل  دراز نو ( کردکوی  در استان گلستان)   - این جنگل یک بار پاک تراشی و نهال کاری شد. سیل کردکوی در سال های پیش به علت همین پاکتراشی ها بوده است. سود آن به نفع  طرح های جنگل داری رفت و تاوانش را مردم کردکوی پرداختند و  همچنان، زمین لغزش  و ریزش  ادامه دارد . راش های  های (Fagus Orientalist   )قلع و قمع شده ی حافظ خاک در شیب های تند ارتفاعات جنگلی "دراز نو"  که سد طبیعی در مقابل  سیل های بنیان کن بودند  و حذف آنها و جایگزین کردن  نهال های دست کاشت ، عامل مصیبت هایی شده  بود  که بر سر مردم کردکوی  آوار شد .

5-         تبدیل جنگل به استخر و ساخت و ساز در کنار آن  برای  تاسیسات توریستی  - (جنگل امام رضای کردکوی) به گفته  صاحبان این  مجتمع توریستی خصوصی؛ آنها بیش از  30 درخت ملچ (Tabe top scotch emlیا Umus glabra  ) که از نادر ترین درختان  باستانی شمال و در معرض انقراض است را از  ارتفاعات جنگلی روبرو ، از ریشه در آورده ودر کنار  این استخر کاشتند، ولی همگی آنها به دلیل این جابجایی غیر کارشناسی و مطالعه نشده خشک شدند . 

6-         جنگل انجیلی جنب  تاسیسات  توریستی امام رضا(ع)  . این جنگل  بی بدیل   محکوم به نابودی است.

7-         بهره برداری غیر اصولی و تخریب عمده جنگل های واقع در مناطق جنوبی بهشهر، نکاء و گلوگاه و نواحی جنگی هزارجریب.

8-         بهره برداری غیر اصولی از جنگل های روستای سفید تمشک رامسر و تخریب جنگلها وبهره برداری از سنگ ها آن(8)

9- سایر

لزوم اطلاع رسانی شفاف نسبت به عملکرد سودگران میراث طبیعی و جنگلی شمال کشور :

    هزاران سال نیاکان ما در مناطق شمالی کشور سکنی گزیده و با وجود نبود سوخت امروزی گاز و برق و مانند آنها، از مواهب طبیعی و چوب های جنگلی برای ساخت منازل و اماکن خود و تامین سوخت مورد نیاز روستایی و شهری خویش اقدام کرده اند، اما هیچگاه نظر به تخریب جنگل ها و از بین بردن طبیعت پاک، زیبا و بکر و باستانی و هیرکانی اجداد خویش نداشته و آنرا نیز به فرزندان و نوادگان خویش آموزش نداده اند؟! هزاران سال است که نواحی شمال و جنگلی کشور به اقتضای طبیعت خویش از بارش الهی و مواهب طبیعی برخوردار است و حتی، سیل های متعددی بر رودخانه ها و دره های آن جاری شده است، اما هیچ یک از مردمان منطقه و تاریخ، این همه تخریب و بهره برداری غیر اصولی از جنگل ها و منابع طبیعی و میراث ملی و جهانی و آثار مخرّب وارده بدان و به زندگی مردم و نیز  وقوع سیلاب های خانه مان برافکن به مانند سیل اخیر بهشهر و نواحی اطراف را به خود ندیده و به یاد ندارد؟! لذا، مردم، شهروندان و روستائیان که در طول تاریخ متناسب با نیاز خویش از جنگل ها و آنهم از چوب های خشک و افتاده بر دامان زمین استفاده می کردند، نمی توانند عامل تخریب و بهره برداری های غیر اصولی و مسئولیت زای مزبور باشند! پس، عاملین و نهادهای بهره بردار این میراث طبیعی و ارزشمند در شُرف انقراض جنگ های هیرکانی کیانند و به چه اهداف و مقاصدی در جهت گسترش روزافزون و غیر مئسولانه این تجارتِ تاسف بار بر آمده و می آیند؟ به واقع، اگر دولت قبلی و فعلی در ایفای مسئولت قانونی خویش دارای حُسن نیت مردمی بوده و صدا و سیما و رسانه های دولتی و غیر دولتی، دارای چنین حُسن نیت مسئولانه می باشند، کمترین توقع و انتظار در پاسداشت حقوق مردم و ملت و رعایت حقوق منابع طبیعی و زیست محیطی در ارائه "گزارش مستند، مستدل و منطبق با واقع و کامل روند بهره برداری از جنگل ها و مراتع و بهره برداران پیدا و پنهان آن و تخریب وارده نسبت به محیط زیست منطقه و کشور" و شفا سازی درست و واقعی موضوع برای افکار عمومی داخل و خارج از کشور می باشد که همین حداقل، برای حُسن نیت آنها، بس!

بهشهر در یک نگاه :

     نظر به گستره فراوان خسارات و تلفات زیانبار وارده بر شهرستان بهشهر و اهمیت سیل مورخ 22/7/1391 ، کوتاه نگاهی اجمالی به وضعیت این شهرستان و سیل اخیر واقعه در آن خواهیم پرداخت :

مازندران که سابقاً ، طبرستان نام داشت،قسمتی از ایالت قدیمی"فرشوادگر/ پشتخوارگر"و طبق مفاد مذکور در نامه معروف تنسر، "دارمسته تر/Darmester " به شمار می رفت و از قرن 7هجری(13م)،مقارن با حمله مغول،نام طبرستان متروک و عنوان"مازندران"معمول گردیدومنطقه"اشرف /بهشهر"نیز یکی از ایالت آن محسوب می شد.شهرستان بهشهر در 12 کیلومتری جنوبی دریای خزر و در کنار سلسله جبال البرز،ازشرق به کردکوی و گرگان، از جنوب به دامغان و از غرب به نکاء و ساری محدود است و جمعیت این شهر نزدیک به 000/200 نفر بوده که از این تعداد، حدود57درصد شهرنشین و نزدیک به 43درصد روستا نشینند. بهشهر طبق تقسیمات کشوری سال 1382به سه بخش" مرکزی،گلوگاه ویانه سر"،شش دهستان به نام های" کوهستان،میانکاله،پنج هزاره،کلباد،شهداءوعشرستاق"به ترتیب ، به مرکزیت"زاغمرز(میانکاله)،علمدارمحله،لمراسک،سفیدچاه و بیشه بنه"و دارای سه شهر به نامهای "بهشهر/مرکزشهرستان، رستم کلا و گلوگاه" بوده و از سال 1386 روستای خلیل محله به خلیل شهر تبدیل شده و دارای شهرداری جداگانه نیز است.

      نام آن قبل از صفویه،"پنج هزار، پنج هزاره"،"خرگوران"و سپس،"آسیاب سره"،جزء قلمرو اسپهبد کبودجامه گان بود و در عصرشاه عباس صفوی به " اشرف/اشرف البلاد/اشرف الملوک"و در دوره پهلوی اول(رضا پهلوی)به "بهشهر"تغییر نام یافت. اشرف در سال1021ق. به امر شاه عباس صفی بنا گردید و به صورت شهرِ مدرن درآمد و بعنوان پایتخت دوم ایران در عصر زمامداری صفویان قرار گرفت، به نحوی که مکتوبات"اسکندر بیک ، منشی مخصوص شاه عباس" در کتاب "تاریخ عالم آرای عباسی "، مؤید این ادعا می باشد.وی از اشرف بعنوان "دارالسلطنه و دارالخلافه" یاد کرده که به ترتیب فوق به دستور شاه ایران ساخته شدو "اشرف البلاد" نام گرفت . بعدها،این شهر بعنوان مقرتابستانی سلطنت صفویه و شاه عباس در آمد. بهشهر، پیشینه ای به قدمت تاریخ و قبل ار باستان دارد و دوره های مختلف تاریخی از قبل از اسلام تاکنون را به خود دیده است. شهر زیبایی که از آن بعنوان عروس شهرهای ایران یاد می کنند و سرشار از زیبائی ها و مناطبع طبیعی و زیست محیطی کم نظیر و بی نظیری است.(9)

     " پناهگاه حیات وحش و شبه جزیره میانکاله " ( در پهنه شمال و شمال غربی آن) ، " مجموعه تاریخی و فرهنگی عباس آباد بهشهر"، از زمرۀ مناطق ثبت شده در میراث جهانی یونسکو می باشند و از اعتبار و شهرت جهانی مناسبی برخوردارند. وجود کاخ ها و مناطق زیبایی چون چشمه عمارت، باغشاه، صفی آباد، آبشار سنگ نو، اسپه او، دریای آرام بهشهر، مناطق زیبای هزارجریب ، وجود غارهای باستانی و تاریخی هوتو و کمربند، شهر تاریخی و باستانی گوهر تپه در رستمکلاء، و وجود رودخانه ها، چشمه سارها و منابع طبیعی متعدد، علی رغم کاربری تاسف بار و غیر ذاتی برخی از این مناطق زیبای تاریخی و تمدنی مانند باغشاه ، عباس آباد و صفی آباد بعنوان محل اداری شهرداری بهشهر و استفاده های نظامی از آنها و لزوم خلع ید هر چه سریعتر از این میراث فرهنگی و تاریخی محلی، ملی و جهانی، جلوه ای منحصر به فرد و زیبا به این شهرستان و استان مازندران داده و آنرا مورد توجه عام و خاص و مسافران و توریست های داخلی و خارجی قرار داده است، آنگونه که در عصر صفویه نیز با مکان یابی درست و کارشناسی دقیق مهندسان هلندی و پرتغالی بعنوان پایتخت دوم صفویان از سوی شاه عباس کبیر انتخاب گردید و رو به آبادانی گرائید. (10)

     متاسفانه، در اثر کم توجهی و بی توجهی دولت و مسئولان منطقه ای و شهرستانی و ضعف عملکرد نمایندگان این شهرستان در ادوار مختلف در مجلس، بسیاری از این میراث تاریخی، تمدنی، باستانی و طبیعی در معرض خطرات جدی و مُسلمی است که به حکم قانون و در افکار عموی باید بدان پاسخگو باشند.(11) برنامه تاسیس پالایشگاه نفت در مجاورت میانکاله و استمرار استفاده نظامی و غیراصولی از مجموعه تاریخی و جهانی عباس آباد، و وضعیت تاسف بار پسماندها و نحوه دفع زباله در این شهر زیبا و رویایی به شرح موصوف، کمترین دلیل و زنگ خطری برای حذف دو منطقه مهم و بین المللی میانکاله و عباس آباد از فهرست جهانی یونسکو و سازمان ملل خواهند بود که با وجود اخطارها و تذکرات قبلی، مسئولین امر، گویی خود را بی نیاز از توجه به این مهم دانسته و می دانند، آنگونه که حریم قانونی غارهای تاریخی و باستانی هوتو و کمربند نیز طبق گزارشات مطروحه از سوی انجمن دوستداران هوتو و کمربند و مشاهدات حاصله در معرض تعرض یکی از نهادهای شهری و شرکت های تعاونی منتسب بدان قرار گرفته و یا میراث زیبا ، تاریخی و فرهنگی باغشاه نیز مورد بهره برداری تاسف بار یکی از این نهادها بعنوان ساختمان اداری آن قرار دارد!.(12)

     علاوه بر وضعیت مزبور- سیتسم آب و فاضلاب بهشهر، یکی دیگر از مشکلات لاینحل مدیریت شهری و مسئولان دولتی آن بوده که علی رغم اذعان به این مهم- فاقد هرگونه تدبیر کارشناسی و تصمیم عملی برای رفع آن بوده اند! همین مهم، از عوامل اصلی وقوع سیل در بهشهر می باشد که در خلال چهار ماه اخیر در سال جاری، تعداد چهار سیل با خسارات میلیاردی فراوان آن به بهشهر و نواحی اطراف وارد شده است!. نخستین سیل سال جاری در تیرماه، سیل بعدی در 12 شهریور، سیل سوم در 8 مهر ماه و آخرین سیل در خلال 4 ماهه اخیر در بهشهر و مناطق اطراف در تاریخ 22/7/1391 به وقوع پیوسته است!

سیل تیرماه 1391 در بهشهر :

    فرماندار بهشهر خسارات وارده در سیل تیرماه سال جاری را بنا به خبر منتشره در به خبر، مورخ 4/4/1391 به میزان 7/23 میلیارد ریال به بخش های کشاورزی و زیر ساخت ها اعلام کرده است. در همین رابطه، خبرگزاری فارس، وضعیت بارش و سیل تیرماه سال جاری را این چنین گزارش داد : "... بر اثر بارندگی و جاری شدن سیل در شهرها و روستاهای بهشهر، بخش زیادی از زمین‌های کشاورزی و زیرساخت‌های این شهرستان طعمه سیلاب شد. باران شدیدی که صبح و عصر روز گذشته و امروز در مناطق شهری و دشت این شهرستان بارید، خسارت‌هایی به بخش‌های کشاورزی، مناطق مسکونی و جاده‌های اصلی و فرعی و تاسیسات وارد آورد. خسارت به ابنیه‌ها، تاسیسات آب و برق، پل‌ها، جاری شدن سیل در روستاهای آسیابسر، گرجی محله، شهیدآباد و آبگرفتگی معابر، مسدودشدن جاده اصلی بهشهر ـ نکا در منطقه بین عبور روستای کوهستان تا شهر رستمکلا، آبگرفتگی معابر عمومی در برخی نقاط به‌ویژه در محلات زیروان و گرائیل محله، خسارت به بخش کشاورزی شهرستان و متوقف شدن قطار به‌دلیل آبگرفتگی و سیل در ساعاتی از روز گذشته از مهم‌ترین خسارت‌های سیل دیروز در بهشهر است.(13)

سیل مورخ 12/6/1391 در بهشهر :

   افکار نیوز در تحلیل و گزارش منتشره از خود با عبارت " بهشهر در نیم ساعت طعمه سیل می‌شود"، چه زیبا به این موضوع در تاریخ 12 شهریور 1391 بدان پرداخته است و 40 روز بعد، پیش بینی ها و دغدغه های آن، به رغم مواضع غیر مسئولانه و عملی مدیریت شهری و دولتی منطقه و شهرستان و بی تفاوتی مسئولان کشوری با سیلاب مورخ 22/7/1391 بهشهر به واقعیت و حقیقت پیوسته است!؟ در این بین نیز، بهشهر در تاریخ 8 مهرماه 1391( یعنی، در سه نوبت در خلال  40 روز) مجدداً، دچار بارندگی های شدید و وقوع سیل و تخریب فراوان شده است؟!.

     "... جمع شدن آب‌های سطحی در بهشهر آنقدر نگران‌کننده است که مسئولان باید با نیم ساعت بارندگی پیش بینی سیلاب و خسارت را به‌ویژه در قسمت شمالی این شهرستان داشته باشند. به گزارش افکارنیوز، به نقل از فارس، این شهر تاریخی که پیشینه تاسیس شهرداری آن به بیش از ۴۰۰ سال می‌رسد با مشکلی به نام بالا بودن و جمع شدن آب‌های سطحی رو به رو است؛ مشکلی که سال‌ها است، بیان می‌شود اما حل نمی‌شود. این وضعیت آنقدر نگران‌کننده است که مسئولان هر روز که از درب منزل خود بیرون می‌آیند باید دعا کنند آن روز باران نیاید و اگر ابرهای تیره و تار را ببینند به اعضای ستاد حوادث غیر مترقبه و بحران ندا می‌دهند که امروز، از مرخصی و ماموریت و جلسه و خانه خبری نیست و باید در آماده باش کامل باشید. اما این وضعیت تا کی باید ادامه داشته باشد و تا کی باید مردم و مسئولان، حتی با بارش اندک باران نگران خانه‌ها و شهر خود باشند.

     کمربندی بهشهر هم به همان اندازه که به امنیت جاده‌ها و کاهش تصادفات و ترافیک کمک کرده است. به مردمی که در قسمت شمالی شهرستان سکونت دارند، خسارت زده است. کمربندی باعث شده تا بخش زیادی از آب‌های سطحی که باید به سمت دریا می‌رفت در قسمتی متوقف شده، پسروی کند؛ یا به خانه‌های مردم سراریز شود یا در کوچه‌ها جمع شود، اما مسئولان شهرستان چه کرده‌اند؟ با زهکشی‌ها و لایروبی‌ها، ایجاد جوی و جدول و احداث کانال‌های آب اندکی از مدیریت آب‌های سطحی انجام شد، ولی کافی نیست و به قول فرماندار بهشهر باید تدابیر قبل از وقوع انجام می‌شد و مسئولان وقت همه جوانب را در مدیریت شهری می‌دیدند و اما اکنون نیاز به یک استراتژی و طرح بی‌نقص داریم تا بالا آمدن آب در قسمت شمالی را کاملاً مدیریت کنیم.

    قاسم جعفری شهردار بهشهر هم که از هوای ابری و آسمان تیره وحشت دارد( با وجود استمرار تصرفات خویش و شهرداری تابعه و شورای اسلامی آن شهرستان در ساختمان تاریخی باغشاه در پارک ملت بهشهر و تداوم استفاده اداری از این میراث فرهنگی منطقه و کشور؟؟!!)،  فریاد« معضل آب‌های سطحی بهشهر را دریابید» سر می‌دهد و از اختلاف ۱۱ متری بین بالاترین و پایین‌ترین نقطه در بهشهر می‌گوید و از اینکه موقعیت جغرافیایی و توپوگرافی بهشهر و آهکی بودن طاقدیس‌های زیرزمین، جذب آب را بسیار کند و ضعیف کرده است، به‌عنوان یکی از عوامل طبیعی بالا بودن آب‌های سطحی نام می برد. محمدتقی نورزاد، معاون فرماندار بهشهر از معظل آبگرفتگی معابر و آب‌های سطحی به‌عنوان جدی‌ترین و نگران‌کننده‌ترین مشکل بهشهر یاد می‌کند که مردم و مسئولان را به دردسری بزرگ انداخته و از طرفی ،از اینکه سه شهر خلیل شهر، بهشهر و رستمکلا هم گاه گاهی به جای مدیریت یکپارچه و همکاری، توپ را به زمین دیگری پاس می‌دهند، نگران است.وی معضل آب‌های سطحی را علاوه، بر همت شهرستانی، نیازمند عزم استانی و ملی می‌داند و می‌گوید: فقط برای لایروبی انهار حداقل به ۹۰ میلیون تومان اعتبار نیاز داریم.

     شهرستان بهشهر در درون خود رودهای فرعی زیادی دارد که دو رودخانه « بُزپل» و « بُرزو» در محدوده شهری مشکلاتی را به وجود آوردند، بطوری که با بارش باران و بالا آمدن آب در این رودها خساراتی به منازل حاشیه رود وارد می‌شود و روزی نیست که ساکنان حاشیه این رودها سری به مسئولان نزنند و شاکی نشوند! به هر حال، بهتر است مسئولان استانی در یک روز بارانی سری به محله‌های قسمت شمالی که در بهشهر به پایین دست معروف است، بزنند تا عمق مشکل را در جمع شدن آب‌های سطحی و سیلاب و سرازیر شدن آن به خانه‌های مردم ببینند. اگر در این روزهای پایانی شهریور ماه، همانند سال‌های گذشته به معضل دیرینه بهشهر توجهی نشود باید در پاییز و زمستان فریادهای مردمی را شاهد باشیم که هر روز از در و دیوار آب منطقه‌ای، شهرداری و فرمانداری همچون سیل سرازیر می‌شوند و حق شهروندی خود را مطالبه می‌کنند. اکنون که ساعت حدود ۱۹ عصر( 12 شهریور 91) است، باران شدیدی در بهشهر می‌بارد و با نیم نگاهی از پنجره اتاق، سرازیر شدن آب را در کوچه ها می‌بینم و با فاکتور گرفتن از وضعیت اراضی کشاورزی، فکر مردمی هستم که در پایین دست، سطل و دیگ و کاسه در دست، آب را از اتاق و حیاط خود بیرون می‌ریزند یا کوچه‌های بن بستی که پر از آب هستند و اگر درب یکی از منازل باز شود، آب وارد حیاطشان می‌شود. (14)

 

سیل مورخ 8 مهرماه 1391 در بهشهر و محال اطراف :

     سیل سوم در 8 مهرماه سال جاری در مناطق روبار هزارجریب و ارتفاعات جنوبی بهشهر و این شهرستان واقع شده و خسارات و صدمات متعددی نیز بدان وارد کرده است.(15). همشهری نیز با عنوان " سیل در شمال کشور خسارت بار بود" به تشریح این حادثه پرداخت. بنا به گزارش مورخ 9/7/1391، منتشره در سایت همشهری : ".... جمعه شب یکباره با بارش باران و وقوع رگبار، معابر بسیاری از مناطق شمالی کشور زیر آب رفت و بازهم مشکلاتی، ازجمله احداث نکردن سیل بند، بهاء ندادن به طرح‌های آبخیزداری، تصرف حریم رودخانه‌ها و تخریب محیط ‌زیست و پوشش‌های جنگلی باعث جاری شدن سیل در برخی از شهرها و در نتیجه، به بار آمدن خسارات شد. از مازندران هم خبر رسید که سیلاب معابر شهری شهرهای غربی و مرکزی استان را‌ در بر گرفت و رفت‌وآمد در مرکز این استان، به‌ویژه در میدان خزر، ششصد دستگاه و خیابان‌های مرکزی شهر ساری در حوالی دروازه بابل تا میدان ساعت با اختلال روبه‌رو شد. اما خسارات بارش باران، تگرگ و رعد و برق در استان مازندران فقط به خسارت مالی محدود نشد و رعد و برق جان یک نفر را در بهشهر گرفت. گفتنی است شهرستان میاندرود استان مازندران هم بر اثر بارش‌های روز جمعه برای دومین مرتبه در۴۰روز اخیر گرفتار سیل شد و راه ارتباطی روستای دارابکلای این شهرستان به‌طور کلی، مسدود شد...." (16)

سیل تاریخی و فاجعه آمیز 22 مهرماه 1391 در  بهشهر :

    بارندگی رگباری همراه با وزش شدید باد از ساعات اولیه شنبه مورخ 22/7/1391 در بهشهر آغاز شد و در مدت چندین ساعت با اعلام مسئولان ذیربط ، 132 میلی متر بارید. اگرچه، این گونه بارندگی در فصل پاییز برای استانی که وجه قالب اقتصادی آن کشاورزی بوده، برای کشاورزان نعمت بزرگی محسوب می شود، ولی جاری شدن سیل و ( وقوع سیلاب های وحشتناک)سآبگرفتگی شیرینی این نعمت خدادادی را به تلخی تبدیل می کند. پاییز سال گذشته، سیل در شهرستان بهشهر با مرگ دو شهروند و بی خانمانی دستکم 40 خانوار روستایی همرا بود و در شهرستانهای دیگر مازندران خسارت مالی زیادی بر جای گذاشت.سیل اخیر تنها موردی از این حادثه طبیعی در مازندران در سال جاری محسوب نمی شود، بلکه در سال قبل، وقوع سیل های متعدد در کلاردشت، نوشهر، ساری، آلاشت، آمل، نکا و دیگر مناطق استان خسارتهای فراوانی بر اقتصاد منطقه تحمیل کرد.(17)

     شیون هایی که در آغازین روز 22 مهر ماه در کوچه پس کوچه های بهشهر پیچید، شروع فاجعه ای بود که در گمان هیچ کس نمی گنجید که تبدیل به بارش اشکهای غمبار شهر شود. بارانی که همیشه نماد رحمت و آبادانی ا ست، این بار، به پاسخ ستم هایی رفت که به طبیعت شده است. شهر صفوی بهشهر با شیب طبیعی خود و اختلاف سطح آشکاری که از دامنه های شمالی و دامنه های پیشکوه جهان آمورا آغاز و به سمت خلیج میانکاله سرازیر می شود، هرگز نمی بایست امکان حضور سیل و بروز فاجعه انسانی را به بارانی چند ساعته می داد. بارش های شدید چند سال اخیر در بهشهر موجب آسیب و خسارت های فراوانی به شهروندان شده بود و هشداری بود تا دست اندکاران امور به علت یابی و رفع موانع موجود بپردازند. متاسفانه، بی دقتی در ساخت و شیب بندی معابر و خیابان ها و وجود سرعت گیرهای مرتفع و غیر استاندارد، در هر بارانی موجب تجمع آب های سطحی در سطح شهر شده و خساراتی به شهروندان وارد می کند.  قطع بی رویه درختان جنگلی، ساخت و سازهای غیرمجاز و بدون نظارت در حاشیه های شهر و بستر رودخانه های بُزپل خیابان شهید مدنی و مسیر پلنگ خیل و عدم لایروبی مناسب و اصولی، موجب بروز اتفاق ناگواری شد که امروز شاهد آن هستیم. (18)

      سیل اخیر بهشهر با وجود مراتب یاد شده، متاسفانه محقق گشت و دگر بار، در سطحی کاملاً متفاوت و وسیع، فاجعه آفرید و ضمن فوت و مصدومیت صدها نفر و از هم پاشیدن هزاران خانه و خانواده، خسارات فراگیر به تاسیسات شهری و روستایی و اموال مردم و زمین ها و باغات کشاورزی و احشام مردم وارد ساخت. رعد و برق های مهیب و وحشتناک، همراه با بارش شدید و رگبار باران و وقوع سیل زودهنگام و گسترده و آوردن تنه ها و میلیون ها عدد درختانان بی زبان قطع شده از سوی سوداگران چوب و جنگل، با سنگ های بزرگ و گل و لای فراوان در نیمه شب و بامدادان روز شبنه مورخ 22/7/1391، در حالیکه مردم بهشهر و مناطق اطراف در خواب آرمیده و خود را برای فردایی نو و هفته نوین آماده می کردند، به ناگهان امان همگان را ربود و سیلاب سهمگین را ارزانی خانه و کاشانه  و رختخواب شبانه آنان و فرزندان بی پناه و پیران و زنان و مردان بی سلاحی نمود که از شدت بهم ریختی و وحشت، خود سر درگم بودند و به در تکافوی حیات خویش و خانواده خود به این سو و آن سو می رفتند! و تا صباحی از بامداد نگذشته بود که حاضر و ناظر، شاهد و حافظ، در کمال ناباوری شاهدِ فقدان همسران، فرزندان و پدران خویش و درگذشت آنها و مفقودی بسیاری از آنان و از بین رفتن تمام زندگی و منازل خود شدند و در میان گل و لای و بوی ماتم و عزا و خسارت و دعا، چشم براه خورشید شرمسار و پنهان شده از بی مهری انسانی نسبت به میراث طبیعی و درختان بی شمار افکنده و قطع شده در دامان جنگلی خود بودند!

     گرچه، طبق اظهارات اولیه نماینده مردم منطقه در مجلس و استاندار مازندران، میزان خسارات اعلامی به مبلغ 300 میلیارد ریال اعلام شده است! " ....دانشگاهها و مدارس شهرستان تعطیل شد، اما " آمار دقیقی از خسارت مالی در شهرستان بهشهر بنا به اعلام خنجری، مدیرکل حوادث غیر مترقبه استانداری مازندران گزارش نشده و آمار نهایی در حال بررسی می‌باشد! دیوارهای منازل مسکونی و ۹۰ دستگاه خودرو خسارت وارد شده است و به اماکن مسکونی، تجاری، بخش‌های کشاورزی و تاسیسات زیربنایی اعم از پل، اماکن حفاظتی، راه، تاسیسات شهری، اراضی کشاورزی و دامی شهرهای بهشهر، رستم کلا و خلیل شهر خساراتی وارد شد. در روستای تیله نو شهرستان گلوگاه و محور اصلی ساری بهشهر آب گرفتگی‌های بسیاری گزارش شده است، کشتهشدگان سیل بهشهر به ۸ نفر رسید....". (19)

     گزارش این مدیر کل دولتی، صرفاً بیان بخش کوچک و اندکی از خسارات بزرگ و گسترده منطقه و واقعیات موجود در آن بوده، آنگونه که وی تعمداً به ترتیب پیش گفته، از سیلاب مهیب و وحشتناک و خسارات آور و تاریخی بهشهر بعنوان "آب گرفتگی" یاد کرده تا بدین ترتیب، از اهمیت واقعه و خسارات حاصله در نگاه افکار عمومی در ظاهر بکاهد، اما واقعیات و زیان های تاسف بار و غیر قابل انکار مطروحه در این نوشتار، خود حکایتی دیگر از این ماجرا دارد!

     عبدی ، مدیر آبفای بهشهر و گلوگاه  در پی وقوع سیل مورخ 22/7/1391، از منظری دیگر به خسارات حاصله پرداخته است : ".... بارش شدید باران و طوفان سبب تخریب و خسارات جدی به پروژه های آبرسانی این منطقه شد. بر اثر شدت بارندگی و وقوع سیلاب به تاسیسات آبرسانی روستایی مجتمع های یخکش، غریب محله، متکازین و پروژه های تیرتاش، سراج محله، تیله نو، پاسند، آسیابسر، شهیدآباد، وزوار و محمد آباد با 27 روستای تحت پوشش خسارات بسیاری وارد شد.تاکنون بخشی از خطوط انتقال و شبکه توزیع  آبرسانی روستایی و بهسازی چندین دهنه چشمه در شهرستان های بهشهر و گلوگاه تخریب شده و در حال حاضر، آب شرب این مناطق به دلیل وقوع سیلاب گل آلود است. (به گفته وی)، میزان اولیه خسارات وارده حدود 250 میلیون تومان برآورد شده که احتمال افزایش آن می رود...." (20)

بی تفاوتی مسئولان استانی و کشوری در سیل بهشهر :

    حادثه مرگبار و اندوهبار سیل در بهشهر که بخشهای وسیعی از شهر را در بر گرفته و تلفات و تبعات تاسف باری را از خود بجای گذاشته است، یادآور لزوم رهایی از غفلت ها و عدم آمادگی های مدیران و دستگاههایی است که متاسفانه، اصلاً توجیه منطقی و اجتماعی ندارند. سایت غیرفعال هواشناسی و اطلاع رسانی نصفه و نیمه استانداری و فرمانداری که مسئولیت مقابله با حوادث غیرمترقبه را بعهده دارند با توجه ناکافی بودن پوشش صدا و سیمای مازندران، افکار عمومی را در هاله ای از بی خبری فرو برده است، تا جائیکه بهشهر در یکی از پرتلفات ترین حوادث سالهای اخیر بی پشتوانه رها شده و به همان امکانات موجود شهرستان و تا حدودی هم شهرهای اطراف اکتفاء کرده است و به هیچ وجه عزم ملی برای کمک به سیل زدگان بهشهری گسیل نشده است.!

     بهشهر در حالی تنها رها شده که برای حادثه زلزله زدگان آذربایجان ما شاهد عزم ملی تمام اقشار جامعه و فراتر از زبان آذری بوده ایم و اراده عمومی از دردهای جانکاه زلزله کاسته بود، اما مصیبت شهروندان بهشهری از این جهت مضاعف شد که مسئولین استان و رسانه ملی برای ملی کردن پشتیبانی ها، همتی نکرده و گامی برنداشتند. حتی، پیامی در ابراز همدری با مصائیب حاصله و درد جانکاه از دست رفتن عزیزان خویش از مسولان مربوطه دریافت نداشته یا مخابره نشده است! متاسفانه، در مقدمه این واقعه مرگبار و تاسف بار نیز بخاطر عدم سرویس دهی سایت اطلاع رسانی هواشناسی مازندران، مسئولین ذیربط هیچ اطلاعی از بارش و طوفان استثنائی بهشهر نداشته و آمادگی خاصی هم برای مقابله پیدا نکرده و دچار یک حادثه غافلگیرکننده شده اند که با کمال تاسف، به مانند همیشه مردم قربانی همیشگی این کاستی ها و قصورها و مسئولیت نشناسی ها بوده و هستند."

    رئیس جمهور در آستانه بازی تیم ملی ایران با کره جنوبی به بازدید تیم ملی رفت! و استاندار وی در مازندران نیز خود را بی نیاز از حضور در میان مردم داغدار و سیل زده بهشهر و اطراف دانست و با طرح ادعایی بی اساس و غیر کارشناسی و غیر واقع و اعلام ورود 300 میلیارد ریال خسارت، گویا فرصت را مغتنم برای تجدید اعتبارات جدید استان خود دانست!. احمد علی مقیمی، نماینده بهشهر، نکاء و گلوگاه در مجلس نیز با حضور در جلسه مدیریت بحران شهرستان به سان پدری، بدون مکلف داشتن خویش به استفاده از اختیارات قانونی مقرر در قانون اساسی و عدم واکاوی علل این فاجعه به مانند سیل های سه گانه ماه جاری و ماههای اخیر در منطقه، در مقام موعظه و نصیحت و توصیه به حاضرین برآمد و بر " لزوم لایروبی سریع کانال ها و آبهای سطحی " تاکید کرد و به حکم " نوش دارو پس از مرگ سهراب عمل نمود" و با تکرار شتابزده، مطالعه نشده، غیر کارشناسی و غیر مستندِ میزان خسارات وارده به میزان اعلامی استاندار مازندران- مراتب عدم اطلاع خویش از کمیت و کیفیت خسارات وارده به مردم و اموال آنها و تاسیسات شهری و روستایی و حجم گسترده فاجعه مزبور را در حوزه انتخابیه خویش برای همگان و مردم آن منطقه به مانند گذشته و همیشه نمایان ساخت...؟! و دگربار، تاریخ این چنین تکرار شده است!

 

تعارضات و تناقضات متعدد در ادعاها و گزارشات خلاف واقع و رسمی مسئولان شهری، استانی و کشوری :

    با وجود اعلام نظر غیر مستند و کارشناسی استاندار مازندران و نماینده مردم منطقه در مجلس در تاریخ 22/7/1391 ( در روز واقعه)- آمار دقیقی از خسارت مالی در شهرستان بهشهر بنا به اعلام خنجری، مدیرکل حوادث غیر مترقبه استانداری مازندران در تاریخ مزبور گزارش نشده و آمار نهایی در حال بررسی می‌باشد! بشیر عالیشاه، مدیر کمیته امداد شهرستان بهشهر ، 48 ساعت بعد از وقوع سیل مهیب بهشهر در تاریخ 24/7/391 ( برخلاف اعلام نظر شتابزده و غیر کارشناسی استاندار مازندران و نماینده مردم منطقه) گفت:" بیش از 100 میلیون تومان به منازل مسکونی، احشام و زمین‌های کشاورزی مددجویان کمیته امداد بهشهر بر اثر جاری شدن سیل خسارت وارد شد. در مجموع 100 میلیون تومان به منازل مسکونی، احشام و زمین‌های کشاورزی مددجویان کمیته امداد امام خمینی شهرستان بهشهر خسارت وارد شد".(22)

    علی اکبر طاهایی، استاندار وقت مازندران که مخالف طرح سئوال و استیضاح رئیس جمهور در مجلس نسبت به علمکرد مسئولیت زای وی در حوزه های مختلف جامعه، از جمله نسبت به موضوع مقاله حاضر و معترض به عدم کفایت سیاسی وب بنا به اعتقاد بسیاری از نمایندگان مربوطه بوده (23)، گویا خود رابه مانند نماینده بهشهر در مجلس فارغ از هرگونه مطالعه، بررس و ازریابی و کار کارشناسی و داده های نسبت به حجم و چگونگی خسارات وارده ناشی از سیل بهشهر دانسته و در نامه ارسالی خویش برای ریاست دولت، با تمسک به سرداران شهید بهشهری و مراجع عظام و تقلید منطقه ای، در مقام توجیه و جلب و دریافت مبلغ 300 میلیارد ریال  بر می آید؟! (24).

     چگونه است این شهر در زمان گذشته و شرایط عادی و نیز به هنگام تخریب بی رویه جنگل ها و محیط زیست و به تعطیلی کشاندن کارخانه چیت سازی و مراکز تولیدی و صنعتی آن و بیکاری دهها هزار نفر در این شهر کوچک و ظهور و بروز هزاران نابهنجاری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی-، شهر هزار شهید و سرداران شهید و شهر آیات عظام شاهرودی، کوهستانی، علامه ایازی و هاشمی نژاد نبوده و مردم و شهروندان و روستائیان محترم آن نیازمند یک تدبیر و مدیریت کارآمد دولتی و مدیریت نسبت به " بحران در مدیریت شهری، منطقه ای، استانی و کشوری" نبوده- حال باید با تمسک به معظم لهم و آن شهیدان گرانقدر در مقام توجیه عملکرد مسئولیت زای حوزه تصدی خویش در استانداری و فرمانداری های تابعه برآید؟! و اساساً، این سئوال نیز مطرح است؛ مبنای طرح و اعلام میزان خسارات مورد ادعا، قبل از انجام هرگونه تامین دلیل یا کارشناسی در حوزه های مختلف، چه بوده و با چه هدفی طرح شده است و اهداف استانداری در نحوه هزینه کرد آن، در صورت اختصاص چه می باشد؟

    برخلاف آمارهای اعلامی مسئولین مزبور، شهردار بهشهر زیان وارده به تاسیسات شهری را بیش از 60 میلیارد ریال اعلام می کند! شهردار بهشهر گفت: سیل اخیر در بهشهر خسارت بیش از 60 میلیارد ریالی به بخش تاسیسات شهری وارد کرد. به گفته قاسم جعفری، شهردار بهشهر در گفتگو با خبرنگار فارس ؛ سیل بامداد شنبه به فضای سبز، بلوارها و خزانه‌های گل مبلغ 150 میلیون تومان خسارت زد. وی افزود: تخریب سیل‌بندها، سیل برگردان، دیوارهای حفاظتی و پل‌ها هم 4 میلیارد تومان خسارت در پی داشت.عضو ستاد مدیریت بحران شهرستان بهشهر در ادامه گفت: 800 میلیون تومان هم به تاسیسات و مبلمان شهری و 500 میلیون تومان به آرامستان بهشت فاطمه زیان وارد آمد، همچنین سایر خسارت‌های به وجود آمده که باید به بخش نوسازی و بازسازی شهر اختصاص یابد، 700 میلیون تومان برآورد شد.(25)

   مسئولان شهری و استانی آبفای بهشهر و مازندران نیز از تعارض در گزارشات و ادعاهای متناقض و غیر کارشناسی خویش مصون نمانده اند؟ در حالیکه مسئول آب و فاضلاب شهرستان های بهشهر و گلوگاه، میزان خسارات وارده به تاسیسات آبرسانی این شهرستان را در تاریخ 22/7/1391 حدود 250 میلیون تومان برآورد کرد، مدیرعامل آبفای مازندران با افزایش آماری غیر قابل توجیهی، " این میزان را به مبلغ 700 میلیون تومان" برآورد و اعلام نمود! به گفته وی، در جریان سیل بهشهر چهار حلقه چاه آب شرب دچار آسیب دیدگی شده است. مقام مزبور همچنین، تصریح کرد : "... یک حلقه چاه 100 درصد تخریب و یک چشمه با آبدهی 80 لیتر در ثانیه از مدار بهره برداری خارج شده است. همچنین، 300 فقره انشعاب آب خانگی، 50 مورد عبور عرضی به طول 400 متر و هزار متر خط انتقال آبرسانی در جریان سیل بهشهر تخریب شدند." ( 26)

       با وجود اعلام میزان بارندگی بهشهر را 90 میلیمتر با سرعت باد 72 کیلومتر بر ساعت از سوی برخی از مسئولان شهری و استانی- نور بخش داداشی، مدیرکل هواشناسی مازندران سرعت وزش باد را 90 کیلومتر در ساعت ( در رامسر) اعلام نموده است! (27)

    صرفنظر ار تکلیف قانونی دولت و مسئولان منطقه ای و شهری به برنامه ریزی مستمر و همه جانبه در پیشگیری از حوادث مزبور و مدیریت علمی، اصولی و کارشناسی آن با استفاده از منابع انسانی کارآمد، متخصص و بهره مندی از تجارب کشورهای پیشرفته و موفق، گزارشات و اظهارات مشهود و مکرر مسئولان دولتی مربوط حکایت از عدم توجه درست و مناسب آنها و دولت نسبت به  وضعیت سلامت، بهداشت و جان و مال مردم و در نتیجه، مسئولیت دولت در این ارتباط برابر موازین حقوقی و قانونی می باشد. در همین رابطه، سیدعیسی هاشمی، معاون عمرانی استانداری مازندران در  شامگاه شنبه مورخ 22/7/1391 در جلسه ستاد بحران شهرستان بهشهر در فرمانداری اظهار داشت: "... کمبود لوازم و ابزار ویژه تخلیه منازل مسکونی مانند کف کش و لجن کش، عامل اصلی تاخیر در پاکسازی مناطق سیل زده بهشهر است. امیدواریم با تعامل مناسب موجود میان مدیران استان، این کمبود امکانات را در کمترین زمان ممکن برطرف کنیم و زندگی عادی را به مردم سیل زده بازگردانیم...." وی تعداد منازل تخریب شده در بهشهر را 50 دستگاه اعلام کرد، در حالیکه، مدیر کل حوادثه غیر مترقبه استان،تعداد آنها را 90 منزل اعلام کرده و خبرگزاری مهر این میزان را به تعداد 200 منزل مسکونی (غیر از اماکن تجاری و اداری) اعلام نموده است ؟! هاشمی، جانشین ستاد مدیریت بحران مازندران از 30 و سپس، تخریب 300 خانه در اثر سیلاب بهشهر یاد می کند؟! (28)

    با وجود غیر واقع بودن هر دو ادعا و آمار مسئولان استانی و با وجود تاسف در تعارضات مطروحه در گزارشات و ادعاهای آنها، بویژه در مقام حضور و شرکت در جلسه مدیریت بحران بهشهر با استفاده از آمارهای نادرست و غیر کارشناسی؟؟؟!!! ، میزان تخریب منازل مناطق سیل زده بسیار بالاتر از آمار خلاف واقع مطروحه از سوی آنها بوده و میزان مزبور و مطروحه از سوی آنها نیز مشمول منازل و املاک تخریب شده در روستاها و مناطق اطراف و مراکز تجاری و کارگاهی و مدارس و دوائر دولتی نیز نبوده است؟!

    همچنین، علیرغم ادعای غیر مستند معاونت عمرانی مازندران، مبنی بر عدم تخریب مناطق صنعتی و کارگاهی، شواهد و مشاهدات حاصله نسبت به تخریب بسیاری از مراکز تولید، صنعتی و کارگاهی مُثبت خلاف آن است! وی همچنین، به مانند بسیاری دیگر از مسولین دولتی در جریان زلزله بم، زلزله اخیر آذربایجان، سیل مهیب سال های اخیر نکاء و نسبت به سیل بهشهر بدون هرگونه ارزیابی دقیق و کارشناسی از کمیت و کیفیت خسارات وارده و بدون مطالعه نسبت به برنامه های لازم جهت اقدام وعده داد؛ ".... این مناطق سیل زده تا 10 روز آینده بازسازی خواهند شد...." که صد البته، باید گفت: "چنین نبوده و چنین نیز نخواهد ماند...." ! وی سپس، با تعدیل نظرات قبلی خویش و رویکردی نسبی به واقعیات حادثه می گوید : "... علاوه بر این، به ابنیه فنی راه اعم از پلها، دیواره حفاظتی و آسفالت، اراضی کشاورزی و واحدهای دامی، مراکز تجاری و آموزشی و واحدهای مسکونی و تاسیسات شهری خسارت زیادی وارد شده که میزان آن پس از بررسی دقیق اعلام خواهد شد.". (29)

      برخلاف گزارشات و اظهارات مطروحه از سوی البرزی، فرماندار بهشهر، مقیمیی، نماینده منطقه در مجلس، استاندار مازندران و برخی دیگر از مسئولان شهری و استانی- مدیرکل مدیریت بحران استانداری مازندران با اشاره به اینکه بیشترین خسارات مادی و جانی در خیابانهای مهدیه، قنبرآباد و خیابان قائم بوده است، تصریح کرد: " بسیاری از زیرساخت های شهری ناشی از رسوبات خاک و گل در منطقه تخریب جدی شده است. خبرگزاری مهر در این رابطه افزود؛ "...با ادامه بارشها در مناطق شرقی مازندران، تعداد مفقودان در منطقه بهشهر رو به افزایش است. بر اثر بارش شدید باران از شب گذشته تا کنون در شرق مازندران، تعدادی از شهروندان بهشهری مفقود شدند. بر اساس مشاهدات شاهدان عینی تعداد افراد مفقودی از 10 نفر هم فراتر رفته و گفته می شود تا کنون 12 نفر از ساکنان محله قنبرآباد بهشهر مفقود شده باشند..." وی اضافه می کند ؛ " مسدود شدن مسیر آب در زیر پل بزیل در محله قنبر آباد بهشهر سبب افزایش سطح آب شده و سیلاب مناطق این پل را فرا گرفته است". هادی خنجری با اشاره به اینکه سیل درختان تنومند و قطوری را از بالادست رودخانه به دهانه پل کشانده سبب مسدود شدن مسیر آب شده است، افزود: " بسیاری از خانه های مسکونی و تاسیسات زیادی از قنبرآباد بهشهر زیرآب رفته است" .وی با بیان اینکه سیل نیمه شب گذشته از شرق مازندران آغاز شده است، اظهار داشت: " در صورتی که دهانه های پل آزاد نشود خسارات جبران ناپذیری برای منطقه بدنبال خواهد داشت" .خنجری گفت: این سیل در ساعات اولیه صبح امروز رخ داد و منازلی که در حاشیه رودخانه های برزو و مهدیه و در خیابان های شهید مدنی و قائم، قرار داشتند متحمل خسارت فراوان شدند. به گزارش خبرنگار به خبر سیل بخشهای فراوانی را شهرستان بهشهر را تخریب نموده است و موجب تخریب و مسدود شدن جاده بین المللی در تقاطع روستاهای کوهستان و سارو شده است. (30) .

    در همین رابطه، سرپرست هیئت اعزامی بازرسی مازندران اذعان می دارد :"... متاسفانه، برنامه ریزی مدونی در جهت مدیریت بلایای طبیعی وجود ندارد. با توجه به پتانسیل فراوان مازندران در مقوله حوادث غیرمترقبه طبیعی،تاکنون نتوانسته ایم به یک مدیریت واحد بحران برسیم وعملکرد دستگاه های متولی مدیریت بحران را مورد بازرسی قرار دهیم..." محمدرحمانی، نماینده هیئت بازرسی استان، در بازدید از روند امدادرسانی به مردم خسارت دیده بهشهر هم از نبود برنامه ریزی مناسب نسبت به کاهش خسارات در این گونه مواقع از سوی مقامات استان انتقاد کرد. به گزارش مازندنومه- رحمانی عنوان داشت: "...متاسفانه، برنامه ریزی مدونی در جهت مدیریت بلایای طبیعی و حوادث ثانویه با توجه به حجم بالای خسارت به منازل مسکونی و دیگر زیرساخت های موجود در شهر و همچنین، جان باختن تعدای ازشهروندان انجام نشده است".

     سرپرست هیئت اعزامی بازرسی استان، ضمن قدردانی ازحضور پررنگ کارکنان و نیروهای داوطلب هلال احمر استان افزود:".. در تمامی کشورهای دنیا در مواقع بحران های محیطی،عوامل اجرایی و برنامه ریزی مدیریت بحران نقش راهبردی درکاهش خسارات بعد بحران دارند، اما متاسفانه با توجه به پتانسیل فراوان مازندران در مقوله حوادث غیرمترقبه طبیعی تاکنون نتوانسته ایم به یک مدیریت بحران واحد برسیم". وی با اشاره به این که نبود مدیریت بحران واحد به صورت کاملاً واضح در سیل اخیر بهشهر مشاهده شد،ادامه داد: " سازمان بازرسی طبق رسالت ذاتی خود عملکرد دستگاه های متولی مدیریت بحران را که قانونگذار مسئولیت شان را مشخص کرده،مورد بازرسی و پایش قرار می دهد". (31)

     جمعیت هلال احمر نیز با حضور موثر خود نسبت به ارائه خدمات حرفه ای و تخصیی و توزیع محدود آذوقه و مایحتاج مردم و جستجو نسبت به مفقودین با تیم آنست( سگهای جستجوگر) اقدام نموده است. مهدی ولی پور، مدیر جمعیت هلال احمر مازندران بر خلاف مسئولان مزبور، از 389 خانواد سیل زده نام می برد(32) فرماندار و رئیس ستاد مدیریت بحران شهرستان بهشهر در گزارش اعلامی خود به رسانه ها بر خلاف اظهارات مسئولان استانی مزبور چنین می گوید : "....تاکنون 1600 مورد آبگرفتگی منازل و خسارت به 235 واحد مسکونی گزارش شد.50 واحد مسکونی خسارت کامل دیدند. 30 درصد از قبور شهدا و گورستان مرکزی بهشهر تخریب شد. همچنین 40 درصد از بلوار شهید هاشمی نژاد خسارت دید.50 درصد اراضی و جاده های بین مزارع خسارت دیدند، 200 کنتور برق و 40 عملک گاز از بین رفتند. سیل به 25 روستا خسارت وارد کرد و ..." (33)

    

 

     علاوه بر این، عبدالله ریاحی، بخشدار مرکزی بهشهر گفت: "... بارش باران شدید شب گذشته و جاری شدن سیل، راه ارتباطی بهشهر با روستاهای کوهستانی بخش مرکزی منطقه هزار جریب را مسدود کرد. بارندگی شدید دیشب، موجب ورود گل و لای فراوان و تنه درختان به جاده اصلی منتهی به بخش پُر تردد هزار جریب شد که نیروهای امدادی در حال بازگشایی این مسیر پُرتردد هستند. همچنین، بر اثر این بارش شدید، پل دهنه سد گلورد در مسیر رودخانه رودبار دچار خسارت شد....". به گزارش خبر نگار به خبر ،بلوار شهید هاشمی نژاد از مقابل بنیاد شهید تا میدان قدس،بخش هایی از فراش محله،خیابان مهدیه ، خیابان قائم ،خ شهید رجایی و.... از جمله، خیابانهایی هستند که سیل به آنها خسارت رسانده است. خبرگزاری مهر به نقل از البرزی، فرماندار بهشهر، تعداد کشته شدگان را 8 نفر، سایت الف، 12 نفر و خبرگزاری فارس، 8 نفر گزارش نموده اند! سایت الف خسارت وارده به اتومبیل های منطقه را به تعداد 300 خودرو اعلام و گزارش کرده است. (34)

عدم اطلاع رسانی درست و به موقع مسئولان به مردم :

   سیل 22 مهر91 بهشهر بازهم فاجعه آفرید و علاوه بر صدمات جسمی، روحی و جانی، میلیاردها ریال خسارت نیز به مردم منطقه وارد ساخت. هنوز هفته کاهش اثرات بلای طبیعی به پایان نرسیده که درهفته جاری بر اثر بارندگی شدید در بهشهر  (بیش از) 7 نفر از شهروندان جان خود را از دست دادند. این در حالی است که برخی از مسئولان دلیل آن را تعلل در اطلاع رسانی به موقع حادثه سیل عنوان کرده اند. با این حال، ایران منش، رئیس مرکز اطلاعات حوادث سازمان مدیریت بحران کشور در گفت‌وگو با مهر می گوید: " سازمان مدیریت بحران به تازگی سیستم هشدار سریع را به صورت 24 ساعته فعال کرده است. در این سامانه 2 نیروی فعال همیشه آن لاین بوده و تمامی امکانات ارتباطی از تلفن همراه، تلفن ثابت، تلفن ماهواره ای، بی سیم و... را در اختیار دارند و هر گونه خطر و بلایای طبیعی را 48 ساعت قبل از وقوع به ستاد مدیریت بحران استان اعلام می کنند" .وی گفت: " در حادثه اخیر هم ما بر اساس اعلام سازمان هواشناسی اخطار داده بودیم. حتی، موضوع را به کارگروه‌های مربوطه مانند صدا و سیمای استان هم مخابره می کنیم تا اطلاع‌رسانی به سرعت انجام شود. من نمی‌گویم صدا و سیما و رسانه‌ها در اطلاع‌رسانی سریع کوتاهی کردند، ولی کارگروهها باید اخطارها و هشدارها را جدی بگیرند". سیل اخیر بهشهر نشان داد؛ وعده‌های غیر کارشناسی مسئولان در مورد اجرای پروژهای پیشگیرانه و امدادرسانی و اطلاع‌رسانی به هنگام تا عمل فاصله بسیار دارد. هر چند رئیس سازمان مدیریت بحران می گوید 1200 طرح اجرایی کردیم، ولی جزئیات این اقدامات اعلام نشده است!.(35)

سیل و تلفات انسانی در آئینه آمار :

    آمارها نشان می‌دهد در 53 سال گذشته بیش از 12 هزار شهروند ایرانی بر اثر سیلاب جان خود را از دست داده اند. این در حالی است که بر خلاف ادعای سازمان مدیریت بحران مبنی بر انجام 1200 برنامه مقابله با سیلاب همچنان سیل جان شهروندان را تهدید می کند. به گزارش مهر، موضوع سیل و وقوع سیلاب و راه‌های پیشگیری از آن پس از تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور دردستور کار این سازمان قرار گرفت، ولی پس از گذشت چهار سال از تاسیس این سازمان همچنان، سیل جان شهروندان را تهدید می‌کند. براساس این گزارش، بررسی آمار و ارقام نشان می دهد 58 درصد کل افرادی که در اثر بلایای طبیعی در جهان کشته شده اند مربوط به سیلاب بوده است. در واقع، سیلاب از نظر تلفات جانی و مالی مهیب ترین بلای طبیعی در جهان محسوب می شود.

    آمارها حاکی از آن است که در ایران‌ طی ‌53 سال یعنی، از سال 1330 تا 1383 تعداد چهار هزار و 185 مورد سیل حادثه خیز رخ داده است.در این مدت پنج هزارو 821 شهر و 245 هزار واحد مسکونی بر اثر سیلاب‌خسارت‌ دیده‌ اند و 12 هزار نفر تلفات ‌انسانی این حوادث بوده اند. همچنین، 471 هزار رأس دام قربانی و یک میلیون هکتار از اراضی کشاورزی هم تخریب شده است.از سوی دیگر، بر اساس آخرین آمارها 13 درصد تلفات انسانی در ایران بر بلایای طبیعی بر اثر سیل بوده است. شرکت مدیریت منابع آب ایران وابسته به وزارت نیرو نیز در گزارشی اعلام کرده است: از سال 1331 تا 1370 یعنی، در یک دوره 40 ساله بیش از 1890 رخداد سیل ثبت شده است که خسارات جبران ناپذیر اقتصادی در بر داشته است. متاسفانه، این آمارها قدیمی و به روز نشده است. رسانه‌ها و حتی کارشناسان نیز به این آمارها دسترسی ندارند. البته ناگفته نماند که اعلام آمار بلایای طبیعی و میزان خسارات برعهده سازمان مدیریت بحران است ولی سایت این سازمان حتی، لینکی برای ارائه اینگونه آمارها ندارد، در حالی که سازمان پزشکی قانونی که مهمترین آمارها (مرگ و میر) را روایت می کند آخرین آمارها را هر ماه اطلاع رسانی می کند. حسین درخشان، سخنگوی سازمان امداد و نجات هلال احمر به مهر می گوید: " از ابتدای سال 90 تا کنون 40 مورد سیل و آب گرفتگی در مازندران داشته‌ایم که بیشتر در بهشهر و ساری و نکا بوده است و 3900 نفر هم حادثه دیده اند" . (36)

علل علمی و کارشناسی وقوع سیلاب در شمال کشور :

     مرتضی اکبر پور، معاون آمادگی و مقابله سازی مدیریت بحران کشور( وزارت کشور) در اظهار نظری غیر علمی و غیر کارشناسی و با بفراکنی مسئولیت قانونی دولت و مدیران دولتی، در مصاحبه با باشگاه خبرنگاران جوان، " ساخت و سازهای بی رویه در بستر و حریم رودخانه و بسته شدن پل ها در مسیر اصلی دلیل جاری شدن سیلاب بوده است". (37) اما کارشناسان دانشگاهی و علمی در حوزه محیط زیست و جنگل ها و مراتع، دیدگاهی کاملاً متفاوت با اظهار نظر غیر مسئولانه این مدیر دولتی دارند!

     سیلاب‌های مرگبار در شمال کشور ، پاسخ طبیعت به تخریب بی رویه جنگل‌ها و محیط زیست و عدم رعایت حقوق محیط زیست و عدول دولت و دستگاههای دولتی از نظامات قانونی و موازین حقوقی مربوطه است. سیل با خطه شمال کشور غریبه نیست. سال‌های متمادی است که باران‌های سیل آسا عضو جدایی ناپذیر پدیده‌های طبیعی استان‌های حاشیه خزر است. اما شاید به یک دهه نرسد بروز سیل‌هایی که نه تنها مخرب است بلکه صفت مرگباری را نیز باید بر آن‌ها اضافه کرد. نمونه آن سیل اخیر در استان مازندران ( بهشهر) است که خانه‌های بسیاری را ویران کرد و 8 قربانی گرفت. سیلی که به اعتقاد متخصصان و فعالان محیط زیست ؛ پاسخ طبیعت است به تخریب جنگل‌ها و تغییر کاربری اراضی. برخی از کار‌شناسان معتقدند که تخریب بی‌رویه مراتع، منابع طبیعی و جنگل‌ها و تغییر کاربری زمین‌ها کشاورزی در وقوع سیلاب نقش موثری دارند و می‌توان با جلوگیری از تخریب این منابع از وقوع سیل و از خسارات جلوگیری کیرد.

     محمد درویش،‌ عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور و مسئول گروه تحقیقات اقتصادی اجتماعی مهار بیابان‌زایی با اشاره به وقوع سیل در استان مازندران و گلستان و تخریب‌های ناشی از آن اظهار داشت‌: " ما در بحث سیل‌های ویرانگر و حادثه ساز شمال با مطالعه‌ای که انجام دادیم متوجه می‌شویم که در قدیم شاهد وقوع چنین سیلابی نبوده ایم و وقوع سیلاب‌های اخیر موضوع نسبتاً جدیدی است". وی افزود‌: " سیلاب‌های حادثه خیز در مناطق شمالی افزایش یافته و این افزایش به دلیل وجود پوشش گیاهی در گذشته کمتر بوده است و امروز به دلیل تغییر کاربری در اراضی شمالی و اراضی منتهی به دریای خزر و همچنین، تبدیل اراضی کشاورزی به ویلا چنین شرایطی را پدید آورده است"‌. ‌وی تاکید کرد‌: " ما شاهدیم که جنگل‌ها به صورت عمدی دچار تغییر کاربری شده است و همچنین، جنگل‌ها از درون دچار اضمحلال شده است و به دلیل کاهش زادآوری، جنگل‌ها در حال از بین رفتن هستند و همچنین، برخی از طرح‌های جنگلکاری غیر علمی باعث شد که چنین شرایطی به وجود بیاید‌". ‌

   هادی کیادلیری، دبیر انجمن جنگل‏بانی با اشاره به حادثه سیل اخیر گفت: " این اتفاقات قابل پیش بینی بود و ما پیش‌تر هشدار داده بودیم که وقتی جنگل‌های بالادست تخریب می‌شوند، قدرت جنگل در مهار باران از بین می‌رود". وی گفت: " شاخه‌ها و برگهای درختان وقتی به صورت انبوه و فشرده در کنار هم قرار دارند سایه‌بان ایجاد می‌کنند و این سایه‌بان‌ها جلوی ضربات باران به خاک را می‌گیرد و از جاری شدن آب جلوگیری می‌کند به باور وی؛ مدیریت اشتباه در حوزه منابع طبیعی، آسیب پذیری جنگل‌ها در برابر تغییر اقلیم واسترس‌های زیست محیطی به شکل نگران‌کننده‌ای افزایش داده است".

    اسدالله کریمی، محقق و کار‌شناس جنگل، پارامترهای متنوعی را در ارتباط با وقوع سیلاب دخیل دانست و گفت‌: " به طور طبیعی در یک سال اخیر تیپ بارندگی‌ها متفاوت شده است و به دلیل ظهور این شرایط، باران‌های سیل آسا که پیش‌از این کمتر شاهد آن بودیم رخ می‌دهد"‌. ‌وی با تاکید بر مقوله طبیعی تغییر اقلیم اظهار داشت‌: " تغییر اقلیم، شرایط جغرافیایی و آب‌و‌هوایی باعث بارش باران‌های سیل آسا شده است". این متخصص جنگل با اشاره به تاثیر دخل و تصرف‌ها در طبیعت گفت: " متاسفانه، تجاوز به حریم جنگل، رودخانه‌ها و مراتع از عوامل وقوع حوادثی این چنین هستند.".. وی تصریح کرد: متاسفانه، خاک نفوذ خود را از دست داده است و به محض وقوع بارندگی تبدیل به سیل می‌شود و قطعاً، در سالهای گذشته تخریب ناشی از سیل کمتر بوده است و اتفاقات اخیر که پس از وقوع سیل افتاد به دلیل ساخت خانه‌ها، ویلا‌ها و جاده‌های روستایی در مسیر جنگل و رودخانه‌هاست"‌. وی تاکید کرد ‌:" بارش باران اخیر که منجر به آب گرفتگی منازل، راه‌ها و تخریب اموال مردم شد حادثه‌ای بی‌سابقه در دهه اخیر بود و مسئولان باید چشم خود را باز کرده و اجازه تخریب جنگل را ندهند تا شاهد حوادث این‌چنین نباشیم".( 38)

    کارشناسان یکی از عوامل اصلی جاری شدن سیل در سالهای اخیر در مازندران را کاهش سطح جنگل های استان می دانند. مساحت جنگل های شمال کشور در 30 سال گذشته 22 درصد کاهش یافت و 17 درصد این کاهش حجم جنگل ها مربوط به 20 سال اخیر بود. بر اساس آمارهای موجود تنها استان گلستان طی این مدت 21 درصد از مساحت جنگل های خود را از دست داده و استان مازندران با 16 درصد کاهش مساحت جنگل ها در رتبه بعدی این فاجعه زیست محیطی قرار دارد. حجم وسیع تخریب جنگل ها هنگامی مشکل ساز می شود که آن را در کنار بارش شدید بارانهای فصلی در استانهای شمال کشور قرار دهیم. علاوه بر این، ناپایداری های شدید جوی، بارندگی ها شدید و عوامل ژئوفیزیکی مانند شیب زیاد زمین ها و فرسایش خاک، عوامل طبیعی دیگری بوده که در وقوع سیل در سالهای اخیر در مازندران اثرگذار بوده است.

     علاوه بر این، کارشناسان عوامل دیگری را در وقوع سیل در مازندران موثر می دانند، عواملی نظیر بهره برداری های نامناسب از اراضی، تبدیل جنگل به مراتع و زمین های کشاورزی، احداث جاده ها، تجاوز به حریم رودخانه ها و لایروبی نشدن به موقع آنها که همگی دست به دست هم داده و صدها انسان را آواره و بی خانمان می کند یا به کام مرگ می کشد. گیاهان سبب حفاظت خاک در مقابل بادهای سهمگین، توفان ها، تگرگ، برف و بالاخره سیل می شوند، اما هنگامی که خاک عریان و بدون پوشش گیاهی مناسب در مسیر سیل قرار گیرد، ذرات منفصل آن شسته و جاری می شود و این اتفاقی بوده که در استان مازندران افتاده است. چرای بی رویه دام در مازندران سبب شده است تا پوشش گیاهی منطقه از بین رفته، جنگل ها دچار آسیب جدی شود و به همین دلیل، خاک هیچ عنصری برای دفاع از خود ندارد.

    اگر خاک پوشش گیاهی مناسب داشته باشد از همان لحظه که باران شروع به باریدن می کند، گیاهان شروع به جذب آب می کنند و حجم عظیمی معادل 20 درصد از باران قبل از اینکه به خاک برسد، جذب می شود و از سوی دیگر خاک که به دلیل داشتن پوشش گیاهی، مواد آلی بیشتری دارد، 20 درصد دیگر را جذب می کند و در نتیجه، چیزی به نام سیل امکان وقوع نمی یابد. بعلاوه، قطع درختان و از میان رفتن جنگل ها عامل اصلی وقوع سیل های پی در پی در مازندران بوده و اگر ما درختان جنگلی خود را از بین نمی بردیم تا 50 سال آینده گرفتار سیل نمی شدیم و حتی اگر دو برابر حجم کنونی باران می بارید، سیلی پدید نمی آمد ، بلکه برعکس، آب باران به سفره آب های زیرزمینی اضافه می شد و جنگل ها و مراتع را آباد می کرد ، چرا که این خداوند نیست که سیل می فرستد، خداوند باران می فرستد و این ما انسان ها هستیم که سیل می سازیم.(38)

 

 

 

مسئولیت حقوقی و قانونی دولت در تخریب جنگل ها و ذخائر جنگلی و محیط زیست و وقوع سیلاب های زیانبار و آثار حاصل از آنها :

    مفروض اصلی این مقاله آن است که دولت و عوامل دولتی مرتبط با موضوع فعالیت در حوزه های جنگلها، مراتع، محیط زیست دارای مسئولیت مستقیم نسبت تخریب جنگل ها و ذخائر جنگلی و محیط زیست و  وقوع سیلاب های زیانبار و آثار حاصل از آنها از حیث حقوقی و قانونی بوده و مسئولیت کیفری و جزایی مسئولان و دست اندرکاران ذیربط نیز در این زمینه قابل تعمّق، مداقّه و طرح است. و به باور نگارنده متعهد و مکلف به جبران کلیه خسارات مادی و معنوی به مردم بهشهر و گلوگاه و محال اطراف و دیگر مردم زیان دیده از سیل های منطق شمالی کشور به شرح آتی خواهند بود :

مسئولیت قانونی رئیس جمهور و هیات وزیرات ( دولت ) نسبت به تخریب محیط زیست و آثار زیانبار آن :

   طبق به موجب اصل 45 آن قانون، ؛ " انفال و ثروت های عمومی، از قبیل زمین های موات یا رها شده، معادن، دریاها، دریاچه ها....جنگلها، نیزارها، بیشه های طبیعی....در اختیار حکومت اسلامی است تا طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نماید. تفصیل و ترتیب استفاده از هر یک را قانون معین می کند". در همین ارتباط، وفق ماده 1 قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخائ جنگلی کشور، مصوب 5/7/1371؛ " از تاریخ تصویب این قانونی گونه های درختانی از قبیل شمشاد، زربین، سرخدار، سروخمره ای، سفید پلت، حرا و چندل، ارس، فندق، زیتون طبیعی، بنه ( پسته وحشی)، گون، ششم، گردو (جنگلی)، و بادام وحشی( بادامک) در سراسر کشور جزء ذخائر جنگلی محسوب و قطع آنها ممنوع می باشد". طبق تبصره 1 آن ماده؛ " وزارت جها کشاورزی موظف است مناطق استقرار گونه های یاد شده را مشخص و حفاظت نموده و متخلفین را به مراجع قضائی معرفی نماید " . همچنین، برابر تبصره 2 ذیل ماده مزبور ؛ " در مواردی که قطع این گونه ها بر اساس طرح های مصوب و بنا به ضرورت و مسائل فنی و توسعه گونه های دیگر لازم باشد با تائید وزارت جها کشاورزی مجاز خواهد بود". نظر به مراتب مزبور ؛

1-     گونه های مزبور از باب تمثیل بوده و صرفاً، محصور به آنها نبوده و قطع مطلق آنها جز، به ترتیب مزبور ممنوع و غیر قانونی خواهد بود.

2-      با این وجود، وفق بند 5 ذیل اصل 43 قانون اساسی، " منع اضرار به غیر و انحصار و..."،  از زمرۀ مبانی و ضوابط حاکم بر اقتصاد جمهوری اسلامی برشمرده شده است. و طبق اصل چهلم قانون اساسی : " هیچکس نمی تواند اعمال خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.  صرف استفاده و بهره برداری از منابع و ذخائر جنگلی، ولو به تجویز مقرر در تبصره 2 ذیل ماده 1 قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخائر جنگلی کشور ( طرح های مصوب وزارت جهاد کشاورزی)، مجوزی برای تخریب این میراث ملی و طبیعی نخواهد بود و بهره برداری و جایگزینی گونه ها صرفاً باید در چهارچوب قانون و با رعایت استانداری های فنی و اصولی مربوطه صورت گیرد.

3-     در همین ارتباط و مستنبط از اصل 50 قانون اساسی که مقرر می دارد ؛ " در جمهوری اسلامی، حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید درآن حیات اجتماعی روبه رشدی داشته باشند، وظیفه ای عمومی تلقی می گردد". از اینرو، فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی های محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا می کند، ممنوع است"، هرنوع فعالیت و اقدام مخرّب نسبت به محیط زیست به هر شکل و نوعی و توسط هر شخص یا سازمانی با مجوز و بدون مجوز ممنوع بوده و غیر قانونی است و مستلزم مسئولیت محتوم قانونی و حقوقی مربوطه و تعهد به جبران خسارات حاصله به تجویز ماده 1 قانون مسئولیت مدنی و قواعد عمومی مسئولیت  از یکسو و مسئولیت محتوم حقوقی و قانونی دولت و وزارت خانه تابعه در نظارت و مدیریت در اعمال مراتب قانونی و جلوگیری از نقض آشکار آنها خواهد بود.

4-      علاوه بر این ممنوعیت، برابر اصل 22 قانون مزبور: " حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند". تخریب بی رویه جنگل ها و به خطر انداختن اموال و جان و مسکن مردم در اثر سوء مدیریت حاصل از عدم کارآمدی بر منابع طبیعی و جنگلی، خود مستوجب مسئولیت قانونی دولت و هیات وزیران و شخص رئیس جمهور می باشد. زیرا، طبق اصل 60 قانون اساسی ؛ " اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیماً بر عهده رهبری گذارده شده ، از طریق رئیس جمهوری و وزراء است" و نامبرده برابر اصل 122 که مقرر می دارد: " رئیس جمهور در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی و یا قوانین عادی بعهده دارد در برابر ملت و رهبر و مجلس شورای اسلامی مسوول است" نسبت به نقض آاشکار قوانین و تخریب محیط زیست و تغییرات زیانبار وارده بدان نسبت به اشخاص و مراجع مزبور به ترتیب مزبور و نیز مستفاد از مفاد مندرج در سوگند اتیانی وی طبق اصل 121 آن قانون مسئول بوده و باید پاسخگو باشد.

5-     نظر به سیادت ریاست جمهور بر سازمان محیط زیست بعنوان یکی از معاونت های خود به مانند ریاست عالیه وی بر سازمان جهاد کشاورزی، جنگلها و مراتع و منابع طبیعی کشور و توجهاً، به تکالیف قانونی مقرر در قانون مربوط به سازمان محیط زیست و سازمان های مزبور و وظایف مقرر در آن، در مسئولیت قانونی ریاست جمهور نسبت به موضوع مقاله به ترتیب یاد شده تردیدی نخواهد بود. در شرح وظایف سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور آمده است که اهداف آن؛ " حفظ و حمایت، احیا، توسعه و بهره‌برداری اصولی از جنگل‌ها، مراتع، اراضی جنگلی، بیشه‌های طبیعی، اراضی مستحدثه ساحلی، حفاظت‌ و حمایت از آب و خاک کشور از طریق مدیریت علمی بر حوزه‌های آبخیز و رعایت اصول توسعه پایدار" می باشد. بخشی از وظایف سازمان حفاظت محیط زیست نیز مطالعه عوامل مخرب و آلاینده‌های مختلف محیط زیست، به کارگیری فن‌آوریهای سازگار با محیط زیست و ارائه دستورالعمل های زیست‌محیطی برای مکان‌یابی محل استقرار واحدهای صنعتی بزرگ،‌ کشاورزی و سکونت‌گاه های انسانی، تهیه و تدوین ضوابط و استانداردهای زیست‌محیطی برای مدیریت و بهره‌برداری از منابع آب، خاک، هوا، مدیریت پسماندها و زباله‌های شهری، روستایی، صنعتی، کشاورزی و کنترل دخالت در اکوسیستم‌ها بر حسب ظرفیت‌های طبیعی آنها می باشد. تکالیف قانونی شهرداری نیز در قوانین شهرداری ها، به تفصیل آمده است. وضعیت تاسف آور و خسارت بالای شگفت سیل اخیر بهشهر، حکایت از اهمال و نبود مدیریت دولتی و شهری کارآمد و قانونمند در اعمال وظایف قانونی مقرر و جلوگیری از وقوع فاجعه انسانی و طبیعی گسترده موصوف دارد.

6-     عدم اطلاع رسانی درست و به موقع مسئولان و سازمان های ذیربط و عدم برنامه ریزی درست، کارشناسی و علمی برای رفع عوامل وقوع سیلاب های زیانبار و کاهش آثار آنها و پیشگیری از ورود خسارات قابل پیش بینی، یکی دیگر از مبانی حقوقی مسئولیت دولت در این رابطه است.

7-      آنچه که در این میان مهم است و متاسفانه، کمتر از سوی نمایندگان شهرهای شمالی کشور و به خصوص، نماینده مردم بهشهر، نکاء و گلوگاه استفاده شده است، اعمال حقوق قانونی مقرر در اصل 176 (حق تحقیق و تفحص مجلس در تمام امور کشور)- اصل 84 (مسئولیت هر نماینده در برابر تمام ملت و حق اظهار نظر در همه مسائل داخلی و خارجی)- اصل 88 ( حق طرح سئوال از وزیران و رئیس جمهور)- اصل 89 (حق استیضاح هیئت وزیران یا هر یک از وزراء در موارد لازم از سوی نمایندگان با امضای حداقل 10 نماینده طبق بند 1 آن و حق استیضاح رئیس جمهور با رای حداقل یک سوم نمایندگان مجلس در در مقام اجرای وظایف قوه مجریه و حق رای به عدم کفایت ریاست جمهور وفق بند 2 اصل مزبور)، در ارتباط با حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی و تخریب آنها و تلاش جهت رفع موانع شهری، عمرانی و طبیعی متعدد و موجود در راه تکرار مستمر سیلاب های خانمان برافکن منطقه و عدم درس از گذشته و نیز عدم تجربه از سیلاب های قبلی و ماههای پیشین و سال قبل در آنجا می باشد. وظایفی که نمایندگان مزبور و بهشهردر راستای تعهدات قانونی آنها در چهارچوب اصل 67 قانون اساسی( مفاد مقرر در سوگند اتیانی) واصول 172 و 176 آن قانون عهده دار آنها بوده و کمترین انتظار مردم در اعمال مراتب مزبور در مجلس و کشور  از سوی آنها بوده است! (39)

8-     بدیهی است نمایندگان این شهرها به مانند هیات وزیران و دولت و شخص رئیس جمهور نسبت به روند رو به تزاید تخریب محیط زیست و ذخائر جنگلی و میراث طبیعی شمال کشور و جبران خسارات حاصله از آن برابر قانون مسئول بوده و باید به افکار عمومی، مردم و رسانه ها از حیث مسئولیت ها و اختیارات قانونی خویش و عدم اتخاذ تدابیر لازم در پیشگیری از سیلاب های اخیر و خسارات میلیاردی مادی و معنوی وارده به مردم منطقه پاسخگو باشند و در مقام جبران خسارات و زیان های حاصله و الزام دولت به این مهم برآیند.

9-     نبود ضوابط و قوانین منسجم و مدیریت واحد در بحران حوادث و بلایای طبیعی و ناشی از مداخلات انسانی در محیط زیست و لزوم مصوب ساختن آن از سوی مجلس و فقدان برنامه ریزی همه جامعه در پیشگیری از وقع آنها و رفع عوامل مسبب وقوع این حوادث و نیز به حداقل رساندن پیامدهای حاصله، خود یکی دیگر از جهات توجه و انتساب مسئولیت حقوقی و قانونی دولت و عدم کارآمدی آن در وقایع اخیر مربوط به زلزله آذربایجان، سیل های نکاء و بهشهر و مناطق اطراف بوده است.

10-   نظر به توجه و انتساب مسئولیت ناشی از وقع سیل فاجعه انگیز و تاریخی بهشهر به دولت و ریاست جمهور و تکلیف آنها به جبران کلیه خسارات مادی و معنوی وارده به اشخاص حقیقی و حقوقی و اموال و املاک آنها، به هر شکل و نوعی، جزئاً و کلاً و بیمه ساختن آتی کلیه اموال و املاک مزبور در جبران و به حداقل رساندن خسارات حاصله، بنا به جهات و دلائل پیش گفته، بر مراتب مزبور بعنوان آثار حاصل از مسئولیت قانونی دولت، هیات وزیران و رئیس جمهورتاکید می گردد.

نتیجه :

      محیط زیست، یکی از ارزش های اساسی جوامع انسانی است در سراسر جهان می باشد. زیرا، بقای انسان، مبتنی بر حفاظت از ان است و یک چنین موضعی در قبال محیط زیست نمی تواند با تبیین ساده شیوه و اصول و اهداف حاصل آید و موجب اعمال مراقبت شود. در اینجا نیازمند تخصیص دقیقی حقوقی و ضمانت های قانونی آن است تا برخوردار از ثبات و تداوم باشد. حقوق محیط زیست با سابقه ای کمتر از 30 سال در بین رشته های عل حقوق، رشته ای است جوان و سرآغاز آن نیز به کنفرانس سازمان ملل متحدد در خصوص " محیط زیست انسان" که در سال 1972 در استکهلم تشکیل شد، بر می گردد. برابر این کنفرانس، قلمرو محیط زیست محدوه ای بسته نیست، بلکه محیط زیست در گستره آب و هوا، مرز نمی شناسد و ضروری است واقعیات موجود در این خصوص در سطح جهانی محل توجه قرار گیرد.به کوشش یونپ و اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN)، مرکز آموزش و تحقیق سازمان ملل(UNITAR) دوره هایی جهت تربیت نیروی متخصص در رشته حقوق محیط زیست فراهم آمده است.

    حقوق محیط زیست، ابزار مهمی برای نظارت و مدیریت توسعه پایدار است. این حقوق در تعیین خط مشی ها و اقدامات حفاظتی محیط زیست و استفاده معقولانه و پایدار از منابع طبعی موثر است. علاوه بر انعقاد بیش از یکصد معاهده چند جانبه در خصوص موضوعات زیست محیطی و لزوم حفظ میراث طبیعی و فرهنگی جهان از سوی کشورهای مختلف و سازمان های بین المللی و منطقه ای، در سطح ملی نیز، بر مبنای حمایت های فزاینده افکار عمومی ، دولت های جهان به سرعت در اصلاح یا افزایش قوانین داخلی و آئین نامه های اجرایی و ضوابط اداری مرتبط در جهت تقویت مدیریت زیست محیطی باید گام بردارند.(40)

    محیط زیست (Enviroment) دست کم به معنای امروزی آن در بسیاری از زبان ها، یک اصلاح نو و تازه است و سابقه کاربرد آن در فرانسه، به قرن دوازدهم بر می گردد. اصطلاح محیط زیست را می توان به یک منطقه محدود یا تمام یک سیاره و حتی، فضای خارجی را که آنرا احاطه کرده است، اطلاق کرد. براین مبنا و طبق تعریف یونسکو؛ عبارت از : " محیط زندگی بشر یا آن بخش از جهان که بنا به دانش کنونی بشر، همه حیات در آن استمرار دارد". بر اساس ماده 2 کنوانسیون مسئولیت مدنی خسارات ناشی از اعمال خطرناک در محیط زیست، مصوب شورای اروپا در 21 ژوئن 1933 در لوگانو، " محیط زیست شامل بخش های زیر است : منابع طبیعی، اعم از تجدید پذیر یا غیر قابل تجدید مانند هوا، آب، خاک و کلیه جانوران و گیهان و تاثیر متقابل این عوامل بر یکدیگر- اموال و دارایی ها که جزء میراث فرهنگی می باشند و مناظر و چشم اندازهای ویژه..." خرابی های فزاینده محیط زیست ناشی از بلایای طبیعی مانند آتشفشان و یا ناشی از مداخلات انسانی مانند تخریب بی رویه جنگل ها می باشد. طبق اعلامیه 1972 استکهلم ؛ " حمایت از محیط زیست انسان و بهبود آن، موضوع مهمی است که بر رفاه افراد بشر و توسعه اقتصادی در سراسر جهان، اثر می گذارد". در همین رابطه، مبنا و علت حفاظت از محیط زیست در مقدمه کنوانسیون تنوع زیستی منعقده در کنفرانس سران زمین در سال 1992 چنین آمده است : "... کشورهای عضو، با آگاهی از ارزش های ذاتی زیستی و ارزش های اکولوژیک، ژنتیکی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، آموزشی، فرهنگی، بازآفرینی و زیبایی شناسه انواع زیستی و اجرای آن و نیز با آگاهی از اهمیت تنوع زیستی برای تکامل و حفاظت از سیستم های حفظ حیات زیست و تائید این مطلب که حفظ تنوع زیستی، مساله تمامی بشریت است..." آنرا منعقد و امضاء می نمایند.(41)

     با وجود تعدد و تنوع قوانین بین المللی مربوط به محیط زیست و جنگل ها و منابع طبیعی و میراث جهانی و علی رغم برخی تعهدات بین المللی ایران در این ارتباط، متاسفانه قوانین موضوعه ایران در این ارتباط نه تنها از بروز رسانی و جامعیت و انطباق با پیشرفت های علمی و فنی مربوط به حقوق محیط زیست برخودار نبوده، بلکه به لحاظ کمبود منابع انسانی آموزش دیده در چهارچوب حقوق بین الملل محیط زیست و یونپ و اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) و مرکز آموزش و تحقیق سازمان ملل(UNITAR)، آگاهی درست و مناسب نسبت به این حوزه های نیز کمتر در بین مدیران و کارشناسان مسئول دولتی یافت شده و در نتیجه، اداره امور مربوط به محیط زیست نیز متاثر از همین ناآگاهی از یک طرف و فقدان قوانین مزبور و عدم ضمانت های حقوقی و قانونی لازم در این ارتباط و ایجاد امکان سوء استفاده از آنها، از طرف دیگر وجود خواهد داشت.(42)

    کانون دیده بانان زمین در سال 1387 با ارائه و تشریح گزارش مبسوطی نسبت به تخریب بی رویه در جنگل ها و محیط زیست در شمال کشور و دیگر مناطق به مانند بسیاری دیگر از حقوقدانان، کارشناسان، متخصصان و دانشگاهیان دلسوز و متعهد به محیط زیست و حفاظت از آن هشدار داده است . طبق این گزارش ؛ " با توجه به این کارنامه تاسف بار( دولت نهم)  یک بار دیگر هشدارمی دهد که اینهمه فشار بر عرصه های جنگل های هیرکانی باید خاتمه یابد و همانگونه که در کتاب " جنگل های باستانی شمال در آستانه وداع " تاکید کرده است،  بار دیگر تکرار می کند که  برای حفظ آخرین باقی مانده جنگل های باستانی شمال که تنها اکوسیستم بازمانده از جنگل های پهن برگ دوران سوم زمین شناسی است و از نادرترین آثار طبیعی ایران و جهان بشمار می رود  و برای جبران سوء مدیریتی که تاکنون نسبت به این گنجینه الهی در این سرزمین خشک و نیمه خشک اعمال شده است ، چاره ای جز اعلام حفاظت وجود نداشته و می بایست هر گونه بهره برداری و تغییر کاربری اکیداً ممنوع شود ! بعلاوه، هر گونه مالکیت خصوصی و اختصاصی بر این عرصه های ملی لغو شود و در گام بعدی با تدوین برنامه آمایش  سرزمین بر پایه اقتصاد محیط زیست به نفع نسل  حاضر و آیندگا ن و متناسب با ابعاد تخریب ها ، آلوده سازی ها  و بحران های پیش رو ، دست دولت های آینده را از اجرای برنامه های مقطعی و سلیقه ای ببندد. منابع طبیعی کشور عزیزمان ایران ابزار پیشبرد سیاست های دولت ها نیست و نباید باشد.  اگر آب ،خاک ، هوا  ، جنگل و مرتع را  پایه و اساس توسعه و  بستر  حیات بدانیم  و اگر  این عناصر اصلی  در هر کشوری با بحران مواجه شود و کارکرد های خود را از دست بدهد، به یقین  آن کشور با مشکلات جدی روبرو خواهد شد که یکی از مهم ترین آنها، به خطر افتادن  امنیت  جانی و مالی مردم و سرنوشت نسل های آینده آن کشور است. جنگل های باستانی شمال نه متعلق به گیلانی ها نه مازندرانی ها نه گلستانی ها و نه تهرانی ها  است. این جنگل ها متعلق به همه ملت ایران این نسل و نسل های آینده است .

     کانون دیده بانان زمین بار دیگر  تاکید می کند که  با ادامه دادن به بهره برداری ها در قالب  واژگانی  غیرمنطبق با واقعیت های کمی و کیفی جنگل های شمال مانند "بهره برداری هم گام با طبیعت "   ، "برداشت به اندازه رویش و توان اکولوژِیکی "  و یا  "برداشت به شرط جبران خسارت و درختکاری جایگزین"   و توجیهاتی از این دست ، تئوری های عقب مانده و تهی از منطق برای ادامه بهره برداری آخرین باقی مانده های جنگل های هیرکانیاست  ! همچنین، موافقت با احداث صنایع سنگین و آلوده نظیر صنایع  پتروشیمی  و دلخوش به واژگان  فریبنده نظیر  " رعایت ضوابط زیست محیطی " و یا  "ارزیابی زیست محیطی " و امثال آن نتیجه ای جز  فاجعه بار تر کردن پیامد های  آلودگی ها و تخریب ها در سه استان شمالی کشور ندارد  !  پیش بینی بیابانی شدن عرصه های جنگل های باستانی شمال پیش گویی نیست،  یک واکنش  تلخ از یک کنش تلخ با طبیعت است. (43)

    موضوعی که مورد قضاوت نسل های آتی و افکار عمومی داخلی و بین المللی قرار خواهد گرفت. تا شاید شاهد تحقق پیش بینی و واقعیات موصوف در آتیه زود نگردیم و دگربار، شاهد میهمان های ناخوانده سیلاب ها و دیگر حوادث طبیعی متاثر از دخالت های انسانی و ضعف مدیریت در مناطق شمالی کشور و بهشهر نبوده و شهروندان و روستائیان محترم و زحمت کش این مناطق را در درد حاصل از دست رفتن خانه و کاشانه و از بین رفتن عزیران و فرزندان خود این چنین، دوباره داغدار و ماتم زده نیابیم، آنگونه که امروز در بین خانواده های قربانیان سیل 22 مهر 91 در بهشهر و منازل و مناطق ویران شده آنها و مناطق مجاور دیده و شاهد بوده ایم. بدانیم امروز، روز دوم تشییع جنازه آنها و وداع خانواده های آنان در بهشهر و هزارجریب و روز محرومیت ابدی خانواده های آنها از دیدن مجدد عزیزانشان! بوده است؛ موضوعی که خوشایند هیچ خانواده ای نبوده و نخواهد بود! شاید دولت و هیات وزیران و نمایندگان مناطق شمالی کشور در وضعیت مشابه، اندکی به خود آمده و " بحران مدیریت محیط زیست در شمال کشور" را جدی گرفته و در مقام مدیریت این بحران در چهارچوب قانون و اصول علمی،فنی و بین المللی مربوط به حفظ حقوق محیط زیست باشند.

     با روند تخریب کنونی و با تغییرات  شدید آب و هوا ، متاسفانه سیل های بیشتری  در  شمال در راه است ! که چون گذشته مردم باید تاوان آن را بپردازند. تاوان جنگل تراشی ها یی که به بهانه راه سازی های غیر ضروری و سد سازی های غیر کارشناسی ای انجام می گیرد و به غلط، عامل مهار سیل ها اعلام می شود. ! یا باید جلوی این تخریب ها گرفته شود ویا منتظر سیل های بد تر و بدتر و نابودی مستمر امنیت، سلامت و سرمایه مردم باشیم...! ( 44) در هر حال، دولت و رئیس جمهور، مسئول کلیه خسارات وارده به مردم مناطق سیل زده بوده و می بایست نسبت به جبران تمامی زیان ها و خسارات مادی و معنوی حاصله و جلوگیری از تکرار فجایع مسئولیت زا و تاسف بار و پیشگیری از آنها و جلوگیری از مخاطرات مطروحه در این مقاله اقدام نماید تا دگر بار، شاهد سونامی قابل پیش بینی و مخرّب آتیه در این مناطق نباشیم.....

 

پی نوشت ها و منابع :

1-     گزارش دیده بان زمین : www.earthwatchers.org

2-     زمانی درمزاری، محمد رضا ( فرهنگ)، حقوق بین الملل محیط زیست و حقوق محیط زیست ایران، موسسه حقوقی و بین المللی نیک داد ( زمانی)، 1391

3-     گزارش دیده بان زمین : www.earthwatchers.org، همان.

4-     زمانی درمزاری، محمد رضا ( فرهنگ)، حقوق بین الملل محیط زیست و حقوق محیط زیست ایران، همان.

5-     گزارش دیده بان زمین : www.earthwatchers.org، همان.

6-     همان.

7-     همان.

8-     همان

9-     زمانی درمزاری، محمد رضا ( فرهنگ)، اشرف البلاد ( بهشهر) در آینه تاریخ، گروه مطالعات بهشهرشناسی، تهران، 1387. برای اطلاع بیشتر ر.ک: زمانی درمزاری، محمد رضا ( فرهنگ)، اشرف البلاد ( بهشهر) در آینه تاریخ، سایت مازندنومه،11/11/1389

10-  زمانی درمزاری، محمد رضا ( فرهنگ)، اشرف البلاد ( بهشهر) در آینه تاریخ، همان.

11-  نامه ارسالی نگارنده برای شورای اسلامی شهر بهشهر و شهردار وقت بهشهر با عنوان " بحران مدنیت و مدیریت در بهشهر"، 1378و تاکید بر مراتب موصوف در مقاله حاضر و لزوم رفع آنها.

12-  همان و زمانی درمزاری، محمد رضا ( فرهنگ)، اشرف البلاد ( بهشهر) در آینه تاریخ، پیشین.

13-  خبرگزاری فارس، 1/4/1391

14-  افکار نیوز، 12/7/1391

15-  سلامت نیوز، 8/7/1391

16-  همشهری، 9/7/1391

17-  خبرگزاری مهر، 23/7/1391

18-  مازندنومه، 24/7/91

19-  سلامت نیوز و ایلنا، 22/7/1391

20-  خبرگزاری مهر، همان

21-  شمال نیوز، 23/7/1391

22-  به خبر، 24/7/1391

23-  ونگ نیوز،20/7/1391

24-  خرگزاری مهر، همان

25-  به خبر، همان

26-  خبرگزاری مهر، همان

27-  همان

28-  همان و به خبر، همان.

29-  همان

30-  خبرگزاری مهر، همان

31-  مازندنومه، 22/7/1391

32-  خبرگزاری مهر، 22/7/1391 ، خبرگزاری فارس، 22/7/1391 و وب سایت الف ، 24/7/1391.

33-  خبرگزاری مهر، همان.

34-  همان،

35-  سایت فرمانداری بهشهر.

36-  همان.

37-  سایت باشگاه خبرنگاران جوان.

38-  مردم سالاری، 24/7/1391 و مازندنومه، همان، 23/7/1391

39-  مجموعه قوانین حقوقی، جهانگیر منصور، چاپ سوم، نشر دوران، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، فرج الله قربانی، انتشارات دانشور و قانون مسئولیت مدنی،1381، همان

40-  حقوق محیط زیست، الکساندر کیس و پیتر اچ.سند، ترجمه دکتر محمد حسن حبیبی، جلد اول ، انتشارات دانشگاه تهران، ص 15.

41-  حقوق محیط زیست، همان، جلد دوم، ص 5-6

42-  زمانی درمزاری، محمد رضا ( فرهنگ)، حقوق بین الملل محیط زیست و حقوق محیط زیست ایران، همان.

43-  گزارش دیده بان زمین، همان

44-  همان                                                             



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 مهر‌ماه سال 1391 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه

ضمن توجه به  تقویم های 12 ماهه  شمسی،  ماههای مازندرانی نیز  قبل از پیدایش تقویم و  علی رغم بی سوادی قدما و بزرگان ، به همان تعداد و به شرح ذیل به یادگار مانده است و مردم روستا در زمان گذشته بدین شکل  ماه ها را شناسایی می کردند.   شاید خواندن این مطالب خالی از لطف نباشد . 

در ضمن هر کدام از این ماهها مراسم و مناسبت هایی را در خود جای داده است که در آینده نزدیک تقدیم شما می شود.   

ارکه ما (arkeh ma) :   

مصادف با ماه فروردین می باشد که با فرارسیدن بهار و آغاز سال نو طبیعت با چهره بهاری اش زیبا به نظر می رسد و شکوفه های رنگ رنگ در هر جا به چشم می خورد.  

دما (dema) :  

مصادف با ماه اردیبهشت بوده و با شروع فصل کار و کشاورزی ،کم کم چهره روستا به مرحله کاشت رفته و تلاش مردم روستا در این ماه ستودنی است. 

وهمن ما (vahmeneh ma) : مصادف با ماه خرداد می باشد که تا حدودی زمین های کشاورزی از مرحله کاشت عبور کرده و مردمان روستا همچنان به وجین و مراقبت از محصولات کشاورزی مشغول هستند.  

عید ما (aydeh ma) : 

 مصادف با ماه تیر می باشد و با وجود تابش خورشید و فراوانی آب در شالیزار ها نشاهای برنج در حال رشد و ثمر دهی می باشند. 

سیا ما (siya ma) : مصادف با ماه مرداد می باشد و که گرمای تابستان را در خود جای داده و به روایتی هم به آن ماه پختن محصول انجیر( انجیرپجه ماه) هم می گویند .  

کرچه ما (kercheh ma) :  

مصادف با ماه شهریور می باشد که کم کم فصل دروی برنج آغاز شده و در گوشه  گوشه زمینهای کشاورزی روستا جمعیتی  مشغول کار و تلاش دیده می شوند.  

هره ما (hareh ma) :  

مصادف با ماه مهر می باشد که با شروع خرمن کوبی و آوردن محصولات کشاورزی به منزل شادی در چهره هر روستایی بسیار دیدنی است.  

تیره ما (tireh ma) :  

مصادف با ماه آبان می باشد و ماه برداشت مرکبات ، اینبار جمعیت روستا در باغ ها برای چیدن پرتقال و نارنگی مشغول می باشند.  

مردائه ما (merdaheh ma):  

مصادف با ماه آذر می باشد که با وجود پائیز زیبا و فصل ریزش برگ زرد درختان چهره روستا هم دیدنی می باشد.  

شروینه ما (shervineh ma) : 

 مصادف با ماه دی می باشد که با وجود بادهای پائیزی و نم نم باران و همچنین سردی آغاز زمستان  چهره جدیدی در طبیعت روستا بوجود می آید.  

میره ما (mireh ma) :  

مصادف با ماه بهمن می باشد و کم کم با بارش برف زیبا چهره روستا با پوشش سفید تزئین گشته و شکر و سپاس خدا از طرف کشاورزان دیدنی می باشد.  

اونه ما (oneh ma) :  

مصادف با ماه اسفند می باشد و با شمارش معکوس برای سال تحویل و آغاز سالی جدید در گوشه و کنار روستا  شکوفه های کوچک بهاری خبر از سال نو را می هند.

ضمن تشکر از آقای میر حمزه طاهری



نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1391 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه

بدینوسیله کسب مقام اول و سومی تکواندو کاران قره تپه ایُ آقایان محمدعلی کابلی فرزند سیروس و علی کابلی فرزند عباسعلی در مسابقات کشوری و انتخابی تیم ملی را خدمت خانواده محترم و جوانان ورزشی قره تپه همچنین کلیه هم محلی های عزیز تبریک عرض نموده و موفقیتشان را آرزومندم. 

امید است این موفقیت نقطه امیدی برای همه نوجوانان و جوانان قره تپه ای در عرصه های مهم زندگی ُورزشی و علمی باشد. 

 

ضمنا از تاخیر حاصله در ثبت پیام تبریک عذر خواهم.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه

طبق آخرین سرشماری انجام شده در روستای قره تپه ۶۱۱ خانوار معیشت می کنند که جمعیت ساکن آن به  ۲۰۱۵ نفر می رسد. 

اگر بخواهیم جمعیت روستا را به سه قسم ( ۱ـ جمعیت نوجوان که از ۷ ساله شروع و به ۱۵ ساله ختم میشود ۲ـ جمعیت جوان یا هدف که از ۱۵ ساله شروع و به ۳۴ساله ختم می شود              ۳ـ جمعیت سالمند که سنین بالای ۶۰ سال را در بر می گیرد تقسیم کنیم آمارها اینگونه با ما سخن می گویند: 

 

کل جمعیت

۲۰۱۵

جمعیت جوان ۷۵۷
جمعیت سالمند ۲۱۳
دانش آموزان ابتدایی ۱۴۷
دانش آموزان راهنمایی ۸۵
سایر۸۱۳
 

 

مردان۱۰۰۹
جمعیت جوان مرد۳۸۶
جمعیت سالمند مرد۱۰۰
دانش آموزان ابتدایی پسر۷۳
دانش آموزان راهنمایی پسر۴۹
سایر۴۰۱
 

 

زنان۱۰۰۶
جمعیت جوان زن ۳۷۱
جمعیت سالمند زن۱۱۳
دانش آموزان ابتدایی دختر۷۴
دانش آموزان راهنمایی دختر۳۶
سایر۴۱۲
 

 

حال اگر بخواهیم نگاهی کلی به تنوع جمعیت بیندازیم خواهیم دید که ۵۰.۰۷ درصد از کل جمعیت را مردان و ۴۹.۹۳ در صد را زنان تشکیل میدهند. 

و اما از این بین ۳۷.۵۷ در صد را قشر جوان تشکیل می دهند و همچنین ۱۰.۵۷درصد را سالمندان و ۱۱.۵۱ درصد را نوجوانان تشکیل می دهند. 

 

 

 

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1391 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه

 

 

 تحویل سال نو 1391 : 

 

 ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه و ۰۰ ثانیه صبح سه شنبه اول فروردین ۱۳۹۱ در ایران



نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1390 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1390 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه

در سی‌وپنجمین اجلاس کمیته‌ی میراث جهانی یونسکو که از 29 خردادماه سال ۹۰ در مقر اصلی یونسکو در پاریس آغاز بکار کرده است، پرونده‌ ای با عنوان «باغ ایرانی» مشتمل بر باغ پاسارگاد و ارم از استان فارس، پهلوان‌پور و دولت‌آباد از استان یزد، فین و چهل‌ستون از استان اصفهان، اکبریه از استان خراسان جنوبی، عباس‌آباد از استان مازندران و شاهزاده‌ی ماهان از استان کرمان از سوی ایران معرفی و به ثبت رسید. اهمیت این موضوع برای کشور ما و اماکن ثبت شده نشانه ای از ارزشمندی اماکن تاریخی، طبیعی و باستانی سرزمین ماست و از منظر جهانی فرصتی ست تا ایران، نقش و سهم خود را در میراث جهانی به نمایش در‌آورد. از شاخص‌های سهم هر کشور در میراث جهانی، حضور و ثبت آثار و اعلام سهم جهان در مالکیت معنوی اثر می باشد. در ثبت جهانی، تعهد کشور دارنده اثر در حفظ و نگهداری و استفاده متقابل از توانایی های علمی و فنی حفاظت و منابع مالی از آن، توسط میراث جهانی و سازمان یونسکو مورد تایید قرار می گیرد. از دیگر سو پس از ثبت هر پرونده در کمیته ی میراث جهانی، کشور دارنده اثر موظف است تا با نگهداری علمی از هر گونه تخریب و تهدید اثر جلوگیری نماید و متهم به بی کفایتی در نگهداری یک اثر جهانی نشود. کشوری که در جهت ثبت جهانی آثار خود تلاش می نماید با اعلام تعهد خود نسبت به حفظ اثر، به ناظران بین المللی اجازه می دهد تا در حفظ و نگهداری آن دخالت نمایند. *** با غ‌ محوطه‌ای‌غالباً محصور، ساختة انسان‌با بهره‌گیری‌از گل‌و گیاه‌، درخت‌، آب‌و بناهای‌ویژه‌که‌بر قواعد هندسى‌و باورها مبتنى‌است. واژة باغ‌در فارسى‌میانة مانوی‌به‌صورت‌ b'w و در سغدی‌به‌صورت‌ bag به‌معنای‌قطعه‌یا پاره‌ای‌از زمین‌است‌که‌مترادف‌با واژة اوستایى‌ baga و سنسکریت‌ bhaga به‌معنای‌بخش‌، سهم‌، دارایى‌و بهره‌به‌کار رفته‌است‌.baga درختنى‌، bag در ارمنى‌، و baga شکل‌آرامى‌شدة این‌واژه‌در تلمود به‌معنای‌زمین‌مشترک‌است‌. ایرانی‌ها از قدیم الایام به ساختن باغ‌ها و باغچه در حیاط‌ها و دور و بر بناها علاقه خاصی داشته‎‎اند. شاید خاستگاه قوم آریا منشأ این علاقه بوده است. آنها باغچه‎هایی را که در اطراف بنا می‎ساختند " په اره دئسه" می‎نامیدند که به معنای پیرامون دژ یا "دیس" بود. "دیس" یعنی بنا و کسی را که دیس می‎ساخت "دیسا "یعنی بنا می‎نامیدند. فرمانروایان شهرهای داخل ایران یا شهرهای قلمرو شاهنشاهی ایران در خارج ، همه ملزم به ساختن چنین باغچه‎هایی بوده‎اند. مثلاً یکی از این" په اره دئسه‎ها" یا پردیس‌ها در تخت جمشید بود که خشایارشاه در هنگام برشمردن نام بناهایی که ساخته، از آن یاد کرده است. واژه پردیس به معنای بهشت، در زبان عربی به فردوس و در زبان‌های دیگر به پارادایز تبدیل شده است. خود بهشت یا "وهشت" به معنای بهترین زندگی است و این بهشت به شکل باغی سرسبز و خرم و زیبا مجسم می‎شده است. ما برای این مفهوم واژه‎های جنت، فردوس، بهشت یا رضوان را بکار می‎بریم. دریافت‌و باور انسان‌از باغ‌به‌عنوان‌بهشت‌و اشارة متون‌مذهبى‌به‌آغاز خلقت‌آدم‌و حوّا در باغ‌بهشت‌، قدیم‌ترین‌نشان‌اهمیت‌باغ‌در روند حیات‌انسان‌است‌. تا به‌امروز برپایة داده‌های‌باستان‌شناختى‌سابقة باغ‌در ایران‌به‌ »پاسارگاد» پایتخت‌کورش‌هخامنشى‌بازمى‌گردد. یافته‌های‌کاوشهای‌اخیر و کشف‌یک‌سیستم‌آبیاری‌شامل‌جویها و حوضچه‌هایى‌که‌کاخ‌را احاطه‌مى‌کرده‌است‌، تأیید مى‌کند که‌پاسارگاد کهن‌ترین‌باغ‌ایرانى‌است‌. محوطه باستانی پاسارگاد، اولین پایتخت امپراتوری بزرگ هخامنشی، در متون گذشته و سفرنامه‌ها به عنوان مجموعه کاخ و باغ و حتی اولین نمونه چهارباغ ایرانی ذکر گردیده است. از پاسارگاد به عنوان پایتختی پر باغ یاد شده است که در آن کاخهایی با طرفین باز در داخل محوطه‌هایی مشتمل بر باغ‌های وسیع و مکمل قرار دارد. کهن‌ترین‌نقشة باغ‌را در دورة ایلخانى،‌رشیدالدین‌فضل‌الله‌ثبت‌کرده‌است‌. در دوران‌صفوی‌در اکثر شهرهای‌ایران‌باغ‌سازی‌در ابعاد وسیع‌و هماهنگ‌با بافت‌و شبکه‌های‌شهری‌اهمیت‌و رواج فراوانى‌داشت‌. در ساخت‌ کاخهای‌صفوی‌تکیه‌بر نمایش‌وسعت‌باغ‌بود. باغها را می توان براساس خصوصیات کالبدی به باغ واقع در محیط‌های هموار، باغ واقع در روی تپه، باغ آبی، باغ خانه، باغ واقع در کنار رودخانه تقسیم نمود. کارکرد اصلی باغ شامل باغ میوه، باغ سکونتگاهی، باغ سکونتگاهی- حکومتی، باغ حکومتی و باغ مزار می باشد. باغ ایرانی آنگونه که از ایده و تعریف آن بر می‌آید، گذشته از فضایی عملکردی که مردمان در آن دمی بیاسایند و تفرج کنند، خود مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است و بازتاب آن را می توان در جلوه های گوناگون فرهنگ و هنر ایران دید. این تأثیرات در حوزه فرهنگی، بیش از هر چیز در ادبیات و شعر پارسی، معماری و هنرهای ایرانی به چشم می‌خورد. از این روست که باغ در شعر فارسی از دیر باز، اهمیت و جایگاه خاص خود را داشته است، در اشعار فردوسی، منوچهری و نظامی که بیشتر اشعاری توصیفی و تصویری هستند، شکل و نوع باغ جلوه گر است و در اشعار شاعران متاخر نظیر حافظ و سعدی، نقش استعاری باغ بیشتر نمایان است، که نشان دهنده توجه و حضور باغ در زندگی و فرهنگ ایرانی می باشد. ثبت پرونده باغ ایرانی از آن جهت مورد اهمیت قرار می گیرد که 9 مکان تاریخی مختلف با این عنوان در یک پرونده قرار گرفته است. باغ پاسارگاد و عباس آباد بهشهر بر اساس مدارک و نشانه های تاریخی و باستان شناسی و 7 باغ دیگر بر اساس اسناد و شواهد موجود معرفی شده اند. باغ های چهلستون اصفهان و باغ فین کاشان (صفویه)، ارم شیراز (سلجوقیان)، باغ اکبریه بیرجند (اواخر دوره زندیه)، باغ پهلوان پور مهریز یزد و باغ شازده/ شاهزاده ماهان کرمان (اواخر دوره قاجار)، باغ دولت‌آباد یزد (قرن دوازدهم) در حال حاضر دارای آرایش و نظم باغ و درختان کهنسال بوده و از این حضور در مجموعه پاسارگاد فارس و عباس آباد مازندران اثری نیست. البته نباید فراموش کرد که کاشت درخت و ساخت باغ در تمام آثار تاریخی و باستانی کشور معمول بوده و هر یک به دلایل مختلفی از بین رفته است. در استان مازندران با وجود جنگل چهل میلیون ساله هیرکانی که خود موزه ای طبیعی محسوب می شود، درخت و درختکاری و باغ سازی، نشان از سلیقه، هم نشینی و ایجاد نظم گیاهی در فضاهای ساختمانی می باشد. علاوه بر باغ های ثبت شده، باغ گلشن (طبس)، خیابان چهارباغ (اصفهان)، باغ ایل گلی (تبریز)، باغ دلگشا، باغ جهان نما و باغ عفیف آباد (شیراز)، باغ فردوس، باغ نیاوران و باغ سعدآباد (تهران) و پارک ملت (مازندران) نیز قابلیت ثبت در همین پرونده را نیز دارند. با توجه به مکان های ثبت شده در این پرونده می توان گفت که تنها مجموعه ی صفوی عباس آباد بهشهر در مازندران در منطقه ای جنگلی و در آغوش سلسله جبال البرز قرار دارد. هرچند که شایستگی ثبت پرونده ی پارک ملت (باغ شاه) به علت وجود درختان سرو عصر صفوی و نگهداری شایسته از آن توسط شهرداری بیش از عباس آباد است و شاید توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران معرفی نشده است، باید گفت که ثبت این پرونده فرصتی ست تا دقت و توجه شایسته ای به مجموعه ی صفوی عباس آباد توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور و مازندران، استانداری مازندران و مسئولین شهرستان بهشهر به عمل اید و به وضعیت مناسبی برسد. هرچند که یازده فصل کاوش در کارنامه کاوش عباس آباد ثبت شده است اما نتایج و عملکرد به دست آمده نیازمند بررسی و تحلیل جدی می باشد. ثبت عباس آباد در لیست باغ های ایرانی ایجاب می کند تا مسئولین ذیربط نسبت به رفع آلودگی صوتی و خطر تخریب دو برج های آجری، جلوگیری از تردد اتومبیل های سبک و سنگین بر روی بند استخر که موجب تخریب و نشت آب خواهد شد، جلوگیری از گردش قایق موتوری در استخر که موجب ضربه به بنای چهارتاقی درون آب می شود، پاکسازی بالای چهارتاقی از گیاهان خودرو که موجب تخریب و شکاف در بنا می شود، نظارت بر عملکرد کاوش ها و مرمت، حضور راهنمایان گردشگری، جمع آوری زباله، مبارزه جدی با حفاری های غیرمجاز، گسترش خدمات عمومی نظیر اماکن خدماتی، سرویس های بهداشتی و مرکز فوریت های پزشکی، جلوگیری از ساخت و سازهای بدون نظارت و ایجاد روشنایی در اطراف استخر اقدامات شایسته ای را به انجام برسانند تا بتوان این مجموعه را به شایستگی و همطرازی با مجموعه چهلستون اصفهان، باغ فین کاشان و دیگر اماکن تاریخی کشور رساند. مازندران شایستگی آن دارد تا با ثبت دیگر آثار تاریخی خود نظیر غارها، کهن شهر گوهرتپه، برج ها و مجموعه های مختلف در لیست میراث جهانی قرار گیرد و جهان را به میهمانی سفره ی خود دعوت نماید.  

 

منبع: http://qoqnus.nimayooshij.com



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 16 اسفند‌ماه سال 1390 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه

تاریخ انتشار : 13 اسفند 1390کد خبر : 58368


 

پس از شمارش آرا ، میهمانان صندلی‌های سبز بهارستان از استان مازندران مشخص شدند.

به گزارش خبرنگار شمال نیوز،

 از حوزه انتخابیه بهشهر،نکا و گلوگاه  احمد علی مقیمی

 از حوزه انتخابیه  ساری و میاندرود  محمد دامادی و سید رمضان شجاعی

 از حوزه انتخابیه  قائمشهر،سوادکوه و جویبار  سید هادی حسینی و کمال علیپوز

از حوزه انتخابیه بابل حجت السلام ناصری و حسین نیاز آذری

از حوزه انتخابیه آمل عزت الله یوسفیان ملا

 از حوزه انتخابیه  بابلسر مقداد نجف نژاد

 از حوزه انتخابیه  نور و محمود آباد عبدالوحید فیاضی

 از حوزه انتخابیه تنکابن و رامسر شمس الله شریعت نژاد و علی شمس به(مرحله دوم ) راه یافتند

از حوزه انتخابیه نوشهر و چالوس قاسم احمدی لاشکی

 ‌با کسب اکثریت آرا جواز حضور در بهارستان و تکیه زدن بر صندلی های سبز را برای مدت چهار سال از آن خود کردند.


این خبر از سایت شمال نیوز  می باشد .



نوشته شده در تاریخ شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1390 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه
مجموعه تاریخی عباس آباد بهشهر

 

 

مجموعه تاریخی عباس آباد بهشهر 

در 9 کیلومتری شرق بهشهر و در میان جنگلهای انبوه ، آثار و عمارات و راههایی به چشم می خورد که مربوط به بقایای باغ تاریخی عباس آباد بهشهر در دوره شاه عباس کبیر است. دسترسی به این بنا با جاده باریک آسفالته ای صورت میگیرد که در کیلومتر یک جاده بهشهر - گرگان از جاده اصلی منشعب می‌شود و پس از 4 کیلومتر پیچیدن در دل جنگل سرانجام وارد این مجموعه میگردد . آثار به جا مانده از این مجموعه متشکل از محوطه سازی ها، صفه سازی ها، باغ ها، حمام، برج و باروها و جاده های سنگفرشی است که اعضای این مجموعه را به هم متصل مینماید.این کاخ در زمان آبادی از مشهور ترین باغهای صفوی بوده است که ابنیه مختلف آن با توجه به موقعیت استثنائی آن که از یک طرف به دریا و از طرف دیگر به جنگل دید دارد آنرا به یک مجموعه بی نظیر بدل ساخته است. متاسفانه وضعیت خاص محیطی این مجموعه به علاوه بی توجهی که پس از دوران صفوی نسبت به آن صورت گرفته است، باعث تخریب بسیار این مجموعه شده است و رویش درختان در دل بناهای آن و ریزش برگها آن را در زیر خروارها خاک مدفون ساخته است. در سالهای اخیر هم حفاریهای غیر مجاز باعث تخریب مضاعف آن گردیده است. 

بناهای موجود در مجموعه عباس آباد بهشهر:

1- سد و برج کنترل جریان آب

شاه عباس دریاچه ای در وسط دره ای عمیق با بستن سدی محکم ایجاد نمود که آبهای زمستانی را از اطراف و با کمک کانال هایی جمع آوری و در تابستان مقدار زیادی اراضی برنجکاری را مشروب می سازد.

در برج کنترل آب دریچه هایی در ارتفاع های گوناگون تعبیه شده که با کشیدن آنها آب برای دهکده های اطراف فرستاده می‌شود. میتوان گفت که در حال حاضر با توجهی که در کیفیت ساخت آن شده و نیز با مرمت های صورت گرفته و شاید توجه اهالی سالمترین بنای کل مجموعه همین سد و برج باشد. 

2- بنای داخل دریاچه

این بنا که با مصالح آجر و ساروج در میانه آب واقع شده در اصل پایه ای برای کاخی بوده که اکنون اثری از آن موجود نیست.

شاهد این مدعا صفحه 157کتاب عباسنامه است که در مورد این مجموعه چنین نوشته است : "" شاه عباس دوم پس از گردش و شکار به اشرف رفت و در عباس آباد هم توقف کرد. گماشتگان در دور و اطراف دریاچه دایره وار با بهترین وجهی چوب بندی و نرده کردند و آن حدود را نیز به بهترین وجهی زینت دادند و بر کنار دریاچه ای که از آب زلال سرشار بود، چراغهایی چیده و از فروغ و روشنایی آن بر صفای آب افزودند. شاه به جزیره (ساختمان وسط استخر )‌ رفت و در تالار نیای خود به بزم و شادمانی نشست ... "" این کاخ با پل چوبی معلقی به صفه سازی شمالی متصل می شده است.


3- برج های دیده بانی‌ دو گانه

این برجهابه فاصله 175متر از یکدیگر در شرق دریاچه قرار دارند و از خشت گلی ساخته شده اند.  

4- محوطه سازی شمالی

این محوطه ها بر روی تپه ای با ارتفاع 30 متر از کف استخر و به شکل پلکانی ایجاد گردیده است که در بالاترین نقطه سکوی مرکزی را تشکیل میدهد. این سکو ها به احتمال قوی و با توجه به جای ستونهای سنگی موجود، زیر سازی کاخی با سازه چوبی بوده که اکنون از میان رفته است. نحوه شکل گیری این محوطه ها و جوی های آب در داخل آنها باغسازی ایرانی را جلوه گر میسازد. این جویها با حرکتی که بر روی محوطه ها دارند و تشکیل آبشار ها و حوضهای گوناگون مناظری بدیع و چشم نواز را تشکیل میدهند. آبرسانی به صفه مرکزی که آب بقیه محوطه ها را تامین میکند از طریق لوله های سفالین‌ که اصطلاحا تنبوشه نامیده میشوند، از چشمه های اطراف که آب آنها بر این سکو سوار بوده است صورت می گرفته، و پس از آن آب از حوض مرکزی در سراسر باغ به حرکت در می آمده است. 

5- صفه و محوطه سازی جنوبی 

هنوز بخشهای زیادی از محوطه جنوبی در زیر خاک مدفون است اما با پیدا شدن حوض های آب و کفسازی آن میتوان حدس زد که این بخش شبیه محوطه شمالی بوده است. اما آنچه مشخص است آن که این بخش هرگز اهمیت بخش شمالی را نداشته و موقعیت آن نیز آن را به فضایی دست دوم تبدیل کرده بوده است. 

6- حمام مجموعه

حمام این مجموعه ، کوچک اما دارای خصوصیات سنتی حمام های گذشته است. انتقال آب در آن از طریق تنبوشه ها و از داخل دیوارهای ضخیم خشتی آن صورت میگرفته است. همچنین مسیر خروج دود از تون آن کاملا در زیر کف حمام پیچیده بود تا گرمای دود کاملا جذب فضا شود و بیهوده هدر نرود. از داخل این حمام کاشی هایی با نقشهای متداول آن دوران و با رنگهای لاجوردی، فیروزه ای و زرد یافت شده است.



نوشته شده در تاریخ شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1390 توسط محمدرضا سهرابی قره تپه
<<    1      ...      7      8      9      10      11      ...      14    >>


  • انجمن
  • تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است /کپی برداری با ذکر منبع بلا مانع است.| محمدرضا سهرابی