X
تبلیغات
رایتل

روستای قره تپه (بهشهر)
معرفی پیشینه ، آداب و سنن و اخبار روز روستا 
قالب وبلاگ
آخرین مطالب

 "مجمه" اعیاد و پرداخت شیر بها: 

 

....."اگر اجازه هادین امشو داماد بیه ته دست بوس" یعنی اگر اجازه بدید امشب داماد به حضور و دستبوسی شما برسد.  

از آنجایی که عروس و داماد هنوز عقدنبوده و صیغه محرمیتی جاری نشده بود، بعضی از خانواده ها با این بهانه که "عاروس برار دارنه و نله و اجازه ندنه " یعنی برادر عروس اجازه نمی دهد، این درخواست مادر داماد را مبنی بر شرفیابی داماد رد می کردند و اما بعضی هم موافقت می کردند .  

پس تا اینجا مراسم سه شبه خواستگاری و قند اشکنی و دیدنی مامله و جشن دیدنی انجام شد و مادر عروس هم با انداختن چادر روی سر عروس آن دختر را متعلق به خانواده خود دانسته و از این پس دختر مد نظر با توجه به عقد نبودن جزو خانواده داماد محسوب می شد و دیگر کسی نمی توانست از آن دختر خواستگاری کند و به اصطلاح نامزد و منتخب هم شدند.  

بقیه در ادامه مطلب...(کلیک کنید) 

چند روز بعد از برگزاری مراسم دیدنی، خانواده عروس برای داماد هدیه ای تهیه کرده و آن را به اتفاق چند نفر فامیل طی مراسمی به نام "پس مجمه" به منزل داماد می بردند و در آنجا مورد پذیرایی خانواده داماد قرار می گرفتند و حال از این پس مادر داماد و زنان فامیل مانند عمه و زن عمو و خاله و زن دایی و .... و متقابلا خانواده عروس با همان کیفیت مطرح شده می بایستی به ازای قرار گرفتن هر روزعید مانند عید نوروز، عید فطر ، عید قربان، در طول ایام نامزدی برای عروس و داماد به صورت ضربدری (خانواده عروس برای داماد و خانواده داماد برای عروس هدیه ای تدارک ببینند و با انجام این کار طراوت و نشاط دوران نامزدی را تا زمان عروسی حفظ می کردند. 

 آنها هدیه خریداری شده را در کاغذ کادو پیچیده و آن را در سینی بزرگی که "مجمه" می نامیدند و در کنارش میوه و شیرینی می گذاشتند قرار می دادند و جملگی آن را به سر گرفته و با شادی فراوان و صدای سیرنگ و لگن ساز به منزل عروس می بردند و مادر عروس و عروس هم خیر مقدم می گفتند و دعوت به داخل منزل می نمودند و البته عین همین مراسم بعد از بردن هدیه عروس برای داماد هم در بعد از ظهر همان روز اتفاق می افتاد و زنان فامیل و مادر عروس مجمه های حاضر شده و هدیه تهیه شده را به منزل پدر داماد می بردند و شادمانی می کردند و این رسم تا پایان نامزدی و شروع عروسی ادامه داشت .    

(توضیحا اگر در ادامه مطالب اسمی از مجمه و مجمه ورون آمد دقیقا مراسمی به همان کیفیت مشروحه فوق می باشد.)

پدر داماد هم می بایست در روز عید قربان گوسفندی تهیه و در صبح و یا شب قبل از عید آن را به عروس هدیه نماید.   

رسم دیگری هم که در آن زمانها بعد از دیدنی و پس مجمه رایج و مرسوم بود، دعوت شدن داماد و تعدادی از دوستان داماد به صرف شام در خانه مادر زن بود که آن را "زن مار سلام" یعنی سلام داماد به مادرزن می گفتند که در این مراسم ، مادر زن هدیه ای برای داماد تهیه می نمود و در آن شب تقدیم داماد می نمود و به ازای هر نفر دوست دعوت شده داماد نیز جورابی تهیه می نمود و به رسم تشکر از حضور ، به آنها تقدیم می نمود.

حالا از این پس مادر عروس هم  می بایست در طول مدت نامزدی اقدام به تهیه جهیزیه نماید تا در روز عروسی به خانه جدید دخترش روانه سازد و آن زمانها جهیزیه، لوازم ضروری بود که جهت شروع یک زندگی ساده مورد نیاز بود که بعضی از خانواده ها آن را (جهیزیه) از مبلغ شیر بهاء که از پدر داماد دریافت می نمودند ( در ذیل شرح داده می شود) تهیه می کردند و اصلا تجملاتی در حد امروز مرسوم نبود و می گفتند "کار کندنه خودشون گرنه" یعنی خودشان تلاش کرده و خریداری می کنند. 

و اما  شرایطی چون عقد نبودن و دیدار های پنهانی عروس و داماد که"نومزه بازی" نام داشت و بعضا دستگیر شدن داماد در حین و یا در مسیر همین دیدارهای پنهانی توسط برادران و یا پدر عروس، در طول مدت نامزدی ادامه داشت و تا اینکه شرایط مالی مناسب برای طرفین جهت برگزاری مراسم جشن عروسی فراهم می شد. 

وقتی که پدر داماد اوضاع را جهت برگزاری مراسم عروسی مستعد می دید، به خانواده عروس پیغامی می فرستاد که "امان خوامبی عاروسی هاکنیم ، شمه نظر چیه ؟" ما می خواهیم عروسی کنیم و نظر شما چیه ؟ و در صورت موافقت پدر عروس، در یکی از نزدیکترین شبها پدر داماد  به اتفاق خانواده به منزل پدر عروس می رفتند و مبلغ شیر بهاء را که در شب قند اشکنی به توافق رسیده بودند به پدر عروس پرداخت می کرد و به یکی از جوانان حاضر هم پولی می داد و می گفت "بورین گوشت بئیرین بیارین کباب هاکنیم ، موارکا ایشاللا" برید گوشت تهیه کنید و بیاورید و کبابی ترتیب دهید و انشاالله که مبارک باشد. 

و در همان شب هماهنگ می کردند که عروسی را در چه ماهی بگیرند و البته قبلش هم ابتدا به تقویم نجومی و سالنامه مراجعه کرده و بررسی می کردند که آن روز مشخص احیانا قمر در عقرب نباشد و یا اینکه مصادف با رحلت پیامبر صلوات الله علیه و یا شهادت ائمه بزرگوار نباشد و سپس روز عروسی را هم مشخص می کردند و به این کار می گفتند "ساعات خور بیتمی" یعنی با توجه به اینکه افراد با سواد کم بودند نزد یک نفر روحانی و آخوند می رفتند و می دیدند که روز پیشنهادی انشاالله خوش یوم باشد. 

از شب بعد از پرداخت شیربها، وزوزه عروسی در دل فامیل طنین انداز می شد و همه خود را برای روز عروسی محیا می کردند و بسیار شادمان می شدند . 

و اما خانواده ها بایستی برای "عاروسی مامله" اقدام می کردند. یعنی خانواده عروس برای داماد البسه دامادی و همچنین خانواده داماد برای عروس طلا و زیور آلات و لوازم آرایش و بهداشتی و خریداری می کردند و این کار در دو روز با حضور عروس و داماد انجام می شد. 

 

ادامه در قسمت بعد .......

[ دوشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 09:56 ] [ محمدرضا سهرابی قره تپه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در گویش مازندرانی ضرب المثل جالبی وجود داره که میگه"این اسبه مرغانه ،همین سیو کرکشه" و اگر بخواهیم به فارسی تبدیلش کنیم می شه"این تخم مرغ سفیدی که مقابل چشمان شماست محصول همین مرغ سیاه(بال و پر سیاه رنگ) است و کنایه به افرادیست که به محض دسترسی به شغل و پول و جایگاه اجتماعی مناسب ، گذشته را به خاطر نمی آورند و فراموش کرده که شروع حرکتشان از کجا بود و قره تپه کجاست , حالا اینجا پایگاهی ست مجازی برای دوستان و دوستداران قره تپه و وبلاگ روستای قره تپه به آدرس http://gharehtapeh.blogsky.com/ نظر به معرفی زادگاه بنده دارد تا خود و دوستانم بدانیم که که هستیم و از کجائیم و دیگران نیز بدانند که قره تپه کجاست و اهالی و فرزندانش به آن افتخار می کنند. (من از بی قدری خار سر دیوار فهمیدم که ناکس کس نمیگردد بدین بالا نشینیها) با تقدیم احترام محمدرضا سهرابی قره تپه Email: sohrabi.rms@gmail.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 113308

  • paper | آنکولوژی | اخبار وب